
خودتان قضاوت کنید.
حضور میلیونی مردم(دوست من کارمند دولت هست به زور و با مرخصی اجباری و حق ماموریت اینها را به این تظاهرات برده اند.)
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) با تسلیت این روز به شیعیان و ایرانیان همه انسانهایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت:«معمولا به حضرت گفته می شود پیشوای مذهب جعفری، ولی واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصی که برای آنها پیش آمد، بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود.»
وی ادامه داد:«کاری که این بزرگواران کردند ایستادگی در مقابل انحرافها و تحریفهایی بود که به خصوص در عرصه فكری؛ سیاسی و اجتماعی پیدا شده بود و میرفت که مبانی عقیدتی و فکری را نابود بکند، کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعا اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند.»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«متاسفانه در حوزه های علمیه ما بیشتر روی جنبههایی که مربوط به فقه شریعت میشود و در این زمینه به این دو بزرگوار استناد شده است كه گرچه مهم است ولی نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان میدهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است.»
رئیس بنیاد باران ابراز امیدواری کرد که با توجه به زمینههای فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.
وی سپس گفت:« گفته میشود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟برای کسانیکه به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشتهاند و بارها گفتهاند آن چه میخواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد و راه و رسمی که بدان معتقدند آن راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می یابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟»
به گزارش روابط عمومي دفتر سیدمحمد خاتمی؛ وي تاکید کرد:« جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامی است؛بنابراین هیچ حرکتی در کشور موفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.»
وی تصریح کرد:« در جامعه هیچکس نمیتواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن میتواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد:« از طرفی ما در دنیایی به سر میبریم که حق و کرامت مردم، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مساله تاریخی است.اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیمی است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان ما این را میبینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مساله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزشهایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«در دنیایی به سر میبریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومتها نمیتوانند، حکومتهای مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمانروایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.»
وی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت:« جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است.»
خاتمی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی میتواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدیهای موجود را نداشته باشد،ما اینگونه به جمهوری اسلامی مینگریم و پایبند به آن هستیم.»
رئیس دولت اصلاحات سپس اظهار داشت:« باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه میکنند مشکل شده است و اینگونه القا میشود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.»
وی با تاکید بر اینکه«این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت:«اگر اینها نتوانند حرف بزنند میدانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هستههای عمل به وجود میآید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانههای آن را در جامعه میبینیم.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته میشود هیجان ایجاد میشود و بعضی صداهایی شنیده میشود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخشهایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمیتوانند حرف خودشان را بزنند و آنگاه کسانی حرف میزنند که به اصل اعتقاد ندارد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش میآید که اصل را قبول ندارند.»
وی با تاکید بر اینکه نمیتوان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود:«چرا باید اسلام را به گونهای عرضه کنیم که بخشهایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟این مسایل را امروز میبینیم و به همین دلیل میگویم نتیجه روشهایی که مخالف خود را متهم به براندازی میکند، براندازی است.»
رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخشهایی از جامعه به سوی هدفهایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش است، گفت:«این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمعبندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟»
وی با بیان اینکه «بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است»، یادآور شد:« حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچوجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیانهای بزرگی به بار آورد.»
سیدمحمد خاتمی ادامه داد:«متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات مادی و جانی زیادی دادیم، به حیثیتها لطمه خورد، انسانهای بزرگی دستگیر شدند و تحت فشار قرار گرفتند و انسانهایی مورد هجمه همهجانبه قرار گرفتند.»
وی تاکید کرد:«این فضای یکجانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهرههایی که واقعا سرمایه نظام هستند روشهای نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه میدهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و میدهد ناراضی است و وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیتها میشود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.»
رئیس دولت اصلاحات در ادامه گفت:«الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاحطلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگنظر، خشونت گرا و یك سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، میخواهند همه آنهایی را که نمیپسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاكمیت بلكه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.»
وی افزود:« این جریان اصلاحطلب را متهم میکند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونهای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی میکنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« این جریان باید بداند که با زور نمیتواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یابد و هیچگاه جا نخواهد افتاد، با زور و با روشهای پلیسی و نظامی میشود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روشها و استراتژیها نمیتوانند دوام پیدا کنند.»
وی با بیان اینکه «ما همچنان روی حرفهای اصلی خودمان هستیم»، در تشریح عقاید خود گفت:« انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمیترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع میکنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع میکنیم.»
رئیس دولت اصلاحات افزود:«معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند و حاضرند در رای مردم تصرف کنند یا آن را نادیده بگیرند، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانهاند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.»
وی با طرح این سئوال که «چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته میشود؟»، گفت:«مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکلها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوههایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد میکرد حتی اگر بدترین ناسزاها را میشنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمیشود؟»
خاتمی تاکید کرد:« قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.»
رئیس جمهور سابق کشورمان سپس گفت:«بیایید به همین قانون اساسی برگردیم، البته در صورتیکه تفسیر دل به خواهی از آن نشود، کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر شد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«ما دلمان برای ایران میسوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، میتوان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.»
وی ادامه داد:«آن چه برای ما تاثرآور است این است که رفتارهایی شود و سیاستهایی در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشهدار کند.»
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینهتر و سریعتر به هدف میرسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت ولی با هزینههای زیادتری، اما در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت.»
وی یادآور شد:«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر میگردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود نه فقط به زیان اصلاحطلبان یا به زیان مردم، گرچه زیان بزرگی به مردم وارد شده،خونهایی که ریخته شد، بازداشتهایی که شد و فشارهایی که وارد آمده است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:«حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولی در رفتارها هم نسبت به بازداشتها و بازداشتشدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردند، جنایت و جرم کردند بشود و شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است ؛باشیم وجریان خاصی که امکاناتی که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته به این فضا دامن میزند باشیم وهنوز هم امیدواریم كه شاهد این تحول باشیم.»
وی تصریح کرد:«امیدوارم در یک فضای امن آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانی که علاقهمند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایههای اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند و ما هم میخواهیم با موضع انتقادی و اعتراضیام نسبت به آنچه هست حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهای قانون اساسی و انقلاب اسلامی نیست.»
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«اصلاحاتی که من میگویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده میخواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگیهای اینچنینی دارند اصلاح شود.»
وی تاکید کرد:«اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز میشود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنیام از این است که بزرگترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچوقت مایوس نمیشوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.»
مریم صبری ۲۱ ساله که پس از دستگیری در اجتماع بهشت زهرا حدود ۲ هفته در بازداشت بود میگوید در زندان مورد تعرض جنسی قرار گرفته است
دانلود کامل از مصاحبه مریم صبری و ابراهیم شریفی
دانلود با زیر نویس انگلیسی- download whit English Subtitle
نسخه چاپي
ارسال به دوستان این خبر بروز می شود
نظر مراجع تقلید درباره حلول عید
پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله صافی هم اعلام كرد: در پی تماسهای مكرر تلفنی و حجم بسیار زیاد نامههای الكترونیكی وارده به سایت رسمی حضرت آیت الله العظمی صافی مدظله الشریف، بدینوسیله به اطلاع عزیزان و مؤمنان خداجوی میرساند در صورتی كه غروب شنبه 28/6/88 هلال ماه شوال، رؤیت و به محضر معظم له ثابت گردد، خبر مربوطه از طریق سایت رسمی مرجعیت به آدرس www.saafi.net اعلام میگردد.
سایت آیت الله صانعی هم اعلام كرد: با توجه به تماس های مكرر مومنین روزه دار با دفتر معظم له ، به اطلاع می رساند تا كنون رویت هلال ماه شوال برای حضرت آیت الله العظمی صانعی(مدظله العالی) ثابت نشده است، و در صورت ثبوت رؤیت هلال ماه شوال از همین طریق(saanei.org) اطلاع رسانی خواهد شد.
سایت های آیات عظام مكارم، سیستانی، وحید خراسانی، جوادی آملی، موسوی اردبیلی ، نوری همدانی و مجتبی تهرانی هم تا این لحظه (8صبح یكشنبه) مطلبی را اعلام نكرده اند.
برخی مباحث فقهی رویت هلال
به غیر از رویت یا شهادت افراد به رویت هلال ماه، دو اختلاف فتوا میان مراجع تقلید وجود دارد.
بر اساس فتواى برخی مراجع نظیر مرحوم آیت الله خویی چنانچه در نیمكره رویت هلال ماه در شهرى مشخص شود مثلا در عربستان هلال رویت شود براى مومنین مقلد ایشان در شهر شیراز كفایت مى كند.
اختلاف دیگر در مورد چشم مسلح و غیرمسلح است كه طبق نظر برخی مراجع نظیر آیت الله خامنه ای و مرحوم آیت الله فاضل لنكرانی، رویت هلال با چشم مسلح(تلسكوپ و ابزترهای نجومی) كافی است، اما برخی مراجع دیگر معتقدند هلال ماه باید به حدی از وضوح برسد كه در شرایط عادی هوا با چشم غیرمسلح هم قابل رویت باشد.
طبق نظر آیت الله سیستانی و اكثر فقها هلال وقتی ثابت مى شود كه انسان خودش رؤیت كند، یا اینكه دو نفر عادل به آن شهادت دهند، یا رؤیت هلال به حدى شایع شود كه براى انسان علم آور باشد اگر ماه در منطقه اى رؤیت شود براى تمامى مناطقى كه با آن منطقه هم افق است ثابت مى شود. یعنى تمامى مناطقى كه اگر مانعى نباشد ماه در آنجا هم قابل رؤیت است.
ایشان در پاسخ به سوالی مبنی بر این كه "آیا مقلدین در مورد تعیین روز عید فطر باید به مراجع خود رجوع كنند یا همان روزى كه در كشور عید فطر اعلام مى شود باید مدنظر همه باشد ؟" می فرمایند: این امر تقلیدى نیست و شخص باید اطمینان پیدا بكند .
حجتالاسلام والمسلمین حسن صافی، با اشاره به پاسخ منتشره این مرجع تقلید به استفتای برخی از مقلدان در این باره به رسا گفت: مقلد هر مرجعی باید طبق فتوای مرجع تقلید خود عمل كند.
وی خاطر نشان كرد: مردم مومنی كه مراجعشان توافق افق را در اشتراك حكم رؤیت هلال برای بلد دیگر معتبر می دانند، باید این جهت را مراعات كنند.
مسوول دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی درباره استفاده از ابزار بزرگنمایی و تجهیزات نجومی مانند تلسكوپ و دوربین های قوی در استهلال گفت:طبق فتوای معظم له، رؤیت هلال با چشم مسلّح مورد اشكال است.
لازم به ذکر است که دفتر آیت الله منتظری آیت الله صانعی ،جواری آملی وحیدی خراسانی،آینت الله روحانی،مکارم شیرازی یک شنبه را روز اول عید اعلام نموده اند..
کروبی بت شکن بت بزرگ رو بشکن.برادر رفته گر محمود و با خود ببر.
کروبی دستگیر بشه ایران آتش می شه.ای رهبر کودتا این آخرین پیغام است جنبش سبز ایران آماده قیام است..






امید گلباز دانشجوی محروم از تحصیل رشته فلسفه دانشکده الهیات دانش گاه فردوسی است که در 23 تیرماه 1384 در میدان ونک تهران از سوی ماموران امنیتی همراه با استفاده از اسپری فلفل و ضربوشتم شدید بازداشت و به بازداشتگاهی منتقل شد که همچنان برایاش مجهول است
گلباز در طول دورهی بازداشت دچار شکستهگی انگشتان که بر اثر ضربات با باتوم و حتا بریدهگی و قطع یک بند از انگشت وی که در بازداشتگاه بی نام و نشان و در لابهلای درب های آهنین آن صورت گرفته، شده است. همچنین مواردی از خونریزیهای داخلی وی اعم از خونریزی معده و پاره شدن مویرگهای مثانه و همچنین ضرب دیدهگی شدید از ناحیه کمر و شکستهگی یکی از دندانها پس از معاینههای دکت تایید شده که حاکی از شکنجههای طاقتفرسا و وحشیانه صورت گرفته بروی وی در زندان است.
در تمام طول بازجوئیها چشم بند به چشم زندانی بوده و بازجوها که نقابی سیاه به چهره داشتهاند یکدیگر را حاجی یا علوی خطاب میکردهاند.
پس از انتقال به اوین حتا پس از یک هفته پس از شکستهگی سر و صورت و انگشتان اجازه انتقال به بهداری و ملاقات با پزشک ابن دانشجوی محروم از تحصیل داده نشده است.
بارها در ساعات مختلف شبانه روز و در شرایط بسیار سخت و دشوار از لحاظ روانی و بیخوابی وی تحت فشار و شکنجه و ضرب و شتم و توهینهای بسیار رکیک بوده و به طور مدام تهدید به شکنجههای شدیدتر حتا عریان کرد زندانی و تجاوز جنسی میشده است. تهدید به کشانیدن پای دوستان و خوانواده به بازجویی در صورت همکاری نکردن با بازجویان و اعتراف نکردن به موارد مطروحه از دیگر فشارهای وارد بر گلباز بوده است.
ارتباط و مراودات با محافل بیگانه، اقدام علیه امنیت ملی، سرکردهگی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی محاربه با خدا و... از جمله اتهامهای مطروحه در پروندهی امید گلباز اعلام شده است.
وی هماکنون با قرار وثیقهی 50 میلیونی توانسته است از زندان مرخصی استعلاجی گرفته و مشغول درمان خود است.
خانواده ام را تهدید به مرگ کردند، مخفی شدم
ه دنبال انتشار گزارش هیات سه نفره قوه قضاییه درخصوص مدارک ارائه شده توسط مهدی کروبی در مورد چندین پرونده تجاوزجنسی به بازداشت شدگان، ابراهیم شریفی یکی از قربانیان این ماجرا که پس از دیداربا مسوولین ناپدید شده بود با ارسال یک ویدئو به وب لاگ رضاعلامه زاده از تهدیدهای مقامات، از ظلمی که براو رفته و علت مخفی شدنش پرده برداشت.
درحالی که مهدی کروبی پس از جلسه با کمیته سه نفره قوه قضاییه شامل محسنی اژه ای وزیرسابق اطلاعات، دری نجف آبادی و رییسی از روند مذاکرات اظهار رضایت کرده بود، جعلی خواندن این مدارک توسط هیات مذکورشگفتی زیادی را برانگیخت.
دراین فیلم که توسط تلفن همراه این شاهد و درمخفیگاه گرفته شده، وی توضیح می دهد که پس از جلسه ای که دردفتر مهدی کروبی داشته است سوار ماشین پژویی شده که راننده کاش خود را دوست پدر او معرفی کرده اما در حین گفت وگو مشخص می شود که وی یکی ازمامورین امنیتی است. این مامور درسخنانش شاهدمهدی کروبی را تهدید می کند که اگر درخصوص اتفاقاتی که برای وی افتاده صحبت کند خانواده اش با خطر تصادف ساختگی مواجه خواهند شد. بعد هم تاکید می کند که می دانی که این کار را می کنیم.
وی می افزاید: "من قبل از آن وصیت نامه خودم را نوشته بودم. نامه ای هم به آقای کروبی نوشته بودم که اگر بلایی سرمن آمد با فیلم های من هرکاری که صلاح می دانید انجام دهید. ولی من می ترسیدم که بلایی سرخانواده ام بیاید و نمی خواستم اتفاقی برای انها بیافتد برای همین از همان روز من مخفی شدم وتاهمین الان هم مخفی هستم."
رضا علامه زاده نویسنده ووب لاگ نویس در ویدئویی که روی وب لاگ خود گذاشته از ای میل های این جوان می نویسد که از وی خواسته تا فیلمی راکه می فرستد منتشر کند. در بخشی از این ویدئو وی می گوید: "همان طور که می دانید امروز نامه ای منتشر شد از طریق کمیته سه نفره که مسوول رسیدگی به پرونده هایی که به آنها تجاوز شد می باشد. در این پرونده نوشته شد بود من یک فرد کذاب ودروغگو هستم واینکه آقای داوری من را وادار به این کار کرده و آقای کروبی هم یک کار سیاسی کرده است. این درست نیست. نوشته بود من به خاطر این مخفی شدم. مخفی شدن من به خاطر رفتار بسیار بد قاضی مقدمی بود که زمانی به من قول شرف داد که راجع به این موضوع با کسی صحبت نکند. اما در راه به ماموران گفته بود و وقتی ماموران عوض شدند و قرارشده بود نامه مهروموم شده بدهد مامور نامه را باز کرد... همچنین افرادی به خانه من رفتند و پدر وخانواده من را ناراحت کردند."
او درای میلی به علامه زاده نوشته، تاکید کرده است که یازده ساعت تحت بازجویی بوده و محوربازجویی ها این بوده است که اعتراف کند از کروبی پول گرفته است. ابراهیم شریفی همچنین در ای میلی دیگر ماجرای تجاوز خود را برای رضا علامه زاده توضیح داده است. موضوعی که تا کنون توسط مهدی کروبی نیز مطرح نشده است.
او دراین نامه از تلاش های خود می گوید برای اینکه احمدی نژاد رییس جمهورنشود و با شرح فعالیت هایش بعد از انتخابات می نویسد که یک هفته به تظاهرات رفته و باتوم برقی خورده است. هنگامی که او برای انجام کارهای اخذ ویزا به سفارت ایتالیا واقع در خیابان مهیار می رود توسط یک خوردوی سمند مشکی متوقف وسپس دستگیر می شود. او هنگام بازداشت صدای ضجه ای می شنود. سپس می گوید نزنید. بعد از آن صداهای بیشتری می شنودو درنهایت یکی از تنبیه عمومی خبر می دهد و ماموران با گفتن یا حسین یا حسین شروع به زدن بازداشت شدگان می کنند.
درطی سه روز که وی آنجا بود همورد توهین های کلامی نسبت به خود وخانواده وموسوی و کروبی وخاتمی قرار می گیرد. سپس آنها را برای اعدام ساختگی به صف می کنند. وقتی به شرایط اعتراض می کند یکی از مامورین می گوی: "ببریدش حامله اش کنید تا ازاین گه ها نخورد." او را کشان کشان می برند ودستانش را به دیوار می بندند و لباس زیرش را درمی آورند. از هوش می رود وقتی به هوش می اید خود را درجایی مانند درمانگاه می یابد همراه با سوزش ودرد مقعدی. درحالی که دستش به تخت بسته شده بود و سرم به او وصل بود. او گفته است که این ویدئو را برای این می فرستد که اگر برای او و یا مهدی کروبی اتقاقی افتاد یکی درخارج از کشور از این موضوع خبر داشته باشد.
او دراین فیلم می گوید که "بارها به خودکشی فکر کرده" ولی به احقاق حقوقش فکر می کند و ظلمی که به افرادی چون او رفته است.
برای مشاهده ویدپو روی این لینک کلیک کنید.
http: //reza. malakut. org/2009/09/post_469. html
شبکه جنبش راه سبز(جرس): با انتشار نامه ای از حجت الاسلام سید حسین شاهمرادی که خود را «برادر همسر ترانه موسوی» معرفی کرده،ماجرای پخش فیلمی ساختگی از تلوزیون برای فریب افکار عمومی و تکذیب شکجه، تجاوز، و کشته شدن ترانه موسوی ابعاد جدیدی به خود گرفت.
حجت الاسلام شاهمرادی طی این نامه که در شماره روز چهارشنبه 28 مرداد روزنامه جام جم وابسته به صدا و سیما منتشر شد به طور رسمی تائید کرد که اظهارات اخیر مهدی کروبی درباره ترانه موسوی و ساخت فیلمی دروغین در این مورد با دخالت چند مقام ارشد نظامی و امنیتی مستند صحت داشته است.
وی اگرچه مهدی کروبی را به نقض عهد متهم کرده اما گفته است که به قصد«افشاي توطئه دشمنان و خاموش كردن فتنه آنان» در ساخت فیلم پخش شده از تلوزیون رسمی جمهوری اسلامی درباره ترانه موسوی نقش داشته است.
سید حسین شاهمرادی در این نامه خطاب به مهدی کروبی نوشته« جناب آقای کروبی! در ديداري كه دريافته بوديد كه برنامه تلويزيوني خانم ترانه موسوي به طريقي با خانواده ما ارتباطي دارد ماجرا را از بنده جويا شديد و عرض كردم كه بنا به مسائل و مصالحي كه باور داريم اين قصه را براي هيچ يك از بزرگان نگفتهام و نخواهم گفت؛ چرا كه توطئه رسانههاي بيگانه را ميدانم. فتنهانگيزي دشمنان را ديدهام و ناصبوري دوستان را چشيدهام.»
وی در ادامه خطاب به مهدی کروبی نوشته«اصرار ورزيديد. خاموش ماندم. قول داديد كه تنها براي اطلاع خود كنجكاويد حتي نه براي نقلقولهاي خاص. قول شما و ارادت اين كمترين به امام، آن مراد فرزانهاي كه لباس عالمان بر تنم پوشاند، قفل سكوتم را نزد شما و تنها شما شكست تا در سينه شما و تنها شما بماند و عرض كردم كه قصدم فقط افشاي توطئه دشمنان و خاموش كردن فتنه آنان بوده و شنيديد.»
حجت الاسلام شاهمرادی سپس به انتقاد از مهدی کروبی در خصوص انتشار اظهارات خصوصی خود پرداخته و نوشته« ليكن با كمال تعجب و تحير 26 مردادماه بخشي از عرايض من با آب و تاب در صفحه نخست نسخه الكترونيكي روزنامه جنابعالي و به اسم و امضاي شما درج شد. چه دشوار بود براي من باور اين عهدشكني. » وی در عین حال کروبی را متهم کرد که «آنچه گفته ام را نگفته اید!»
وی توضیح بیشتری از جزئیات ماجرای ترانه موسوی و نحوه ساخت فیلم فریبکارانه را نداده و در عین حال نگفته که چگونه حاضر شده تا در فریب میلیون ها ایرانی نقش داشته باشد اما انتشار جزئیات ماجرای ترانه موسوی و پشت پرده آن از سوی مهدی کروبی را برای خودش موجب شگفتی دانسته و نوشته«براي من كه شما را يار و دلسوز نظام ميدانم هرچند در مواضع شما نبوده و نيستم باور ناكردني بود و شگفتيآور.»
حجت الاسلام شاهمرادی در این نامه مهدی کروبی را به عنوان«يار قديم انقلاب و مبارز نستوه دوران ستمشاهي» نامیده و تاکید کرده که «سوابق مبارزاتي و همراهي و همدلي تان با انقلاب بر همه آشكار است.»
شاهمرادی خود را«سرباز ولایت» و «دور از سیاست» معرفی کرده، و درباره انتشار پشت پرده فیلم فریبکارانه ترانه موسوی پخش شده از تلوزیون رسمی جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار داده و نوشته « آبي بود و از جوي برفت، تيري بود و از چله گذشت. ليكن اين سوال باقي است كه گفته شما، دوا بود يا درد؟ با اين كار، كمكي به انقلاب شد يا جريانهاي سياسي اين سو و آن سو، كام خود از آن گرفتند؟ حريم انسان پاس داشته شد يا اصول اخلاق مراعات گرديد؟»
وی که خود را به عنوان برادر همسر ترانه موسوی معرفی کرده، دو ماه گذشته را«دو ماهه دشوار» نامیده و نوشته «دو ماه از انتخابات دوره دهم ميگذرد و نتيجه آن معلوم شده و افراد از هر گروه و با هر پسند، حفظ نظام را كه حضرت مرادمان آن را اوجب واجبات خواند به نسيان سپردهاند و بر طبل خويش ميكوبند.»
دو روز پیش اما مهدی کروبی در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد ملی که به توقیف شبانه این روزنامه از سوی دادستانی تهران منجر شد، به تشریح جزئیات و پشت صحنه ساخت فیلم و پخش فیلم دروغین در موردماجرای ترانه موسوی از بخش خبری 20 و 30 شبه دوم صدا و سیما پرداخت.
وی با اشاره به اینکه« مدتي پيش در سايت ها ،خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است.مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند» فاش کرد که « در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند.»
کروبی تاکید کرد که « من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دروغ گويي موضع گيري كنند.»
اما ماجرای ساخت این فیلم دروغین چیست؟
مهدی کروبی فاش کرد که«براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي برم متوجه شدند كه خانواده اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي كند و تنها نياز به آن بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه اي كنند كه در آن بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند. پس چند نفر از افراد نظامي ،انتظامي و اطلاعاتي كه چهره هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي روند و خطاب به خانواده مي گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه سوختگي شده و براي آنكه معلوم شود اين عروس آنها هست يا خير بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند.»
به گفته کروبی«پدر خانواده وقتي كه متوجه مي شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي گيرد كه او متوجه مي شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل می رساند.»
کروبی بدون ذکر نام این شخص که حالا معلوم شده همان حجت الاسلام شاهمرادی است گفت که«اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي كند مي گويد كه نزد من اين حرف ها را نزنيد چرا كه من مي دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي برد كه پيش كولي ملق نزنيد.آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي شوند از اين جهت با او صحبت مي كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي هاي رسانه هاي بيگانه به صلاح است كه با آنها همكاري كنند.در همان حال اعضاي خانواده گفته اند كه شما از ما چه مي خواهيد آنها مي گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است.برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي كند و مي گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره هايي شناخته شده هستيم و البته از آنها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه آن افراد گفته اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد.همچنين اين خانواده گفته اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه آنها مي گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد.»
کروبی تاکید کرده است که«برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي گيرد و فكر مي كند كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي شود ولي او پيشنهاد مي كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند.»
وی فاش کرد که«در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي گيرد و مي گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با آنها صحبت كنيد.»
به گفته کروبی«چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند. البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده اند و مي خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به آنها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود .»
كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت که«اين افراد اظهار كرده اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي، ارزشهاي انقلاب و آرمان هاي حضرت امام مهم است.حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده هايي است كه به مردم داده ايم ولي متاسفم كه اينك از انقلاب برگشته ايم و با آبروي نظام بازي مي شود.»
با افشای پشت صحنه ساخت و پخش فیلم دروغین برای فریب میلیون ها ایرانی از سوی صدا و سیما و چند چهره نظامی و امنیتی،انتشار نامه«سید حسین شاهمرادی» در روزنامه جام جم که با عنوان«برادر همسر ترانه موسوی» خود را معرفی کرده به نظر می رسد ادامه سناریوی فریب افکار عمومی است که این بار با متهم کردن مهدی کروبی به«نقض عهد» و «انتشار اظهارات خصوصی» صورت گرفته است.
حجت الاسلام شاهمرادی در نامه خود به کروبی که روزنامه جام جم منتشر کرده به طور رسمی انگیزه اش از همکاری با مام ها امنیتی و نظامی و صدا و سیما در ساخت فیلم دروغین ترانه موسوی را اعلام کرده و نوشته« قصدم فقط افشاي توطئه دشمنان و خاموش كردن فتنه آنان بوده» با این حال او که خود را سرباز ولایت و دور از سیاست معرفی، و کروبی را به نقض عهد متهم کرده،توضیح نداده که آیا چنین انگیزه ای برای شرکت در ساخت فیلم دروغین برای فریب میلیون ها ایرانی کافی است یا نه.
http://www.youtube.com/watch?v=4mrDv_MjwM8
http://www.youtube.com/watch?v=w7YXm8aBso4
http://www.youtube.com/watch?v=WpWra0XundY
http://www.youtube.com/watch?v=yOVZ1i3b6Wo
http://www.youtube.com/watch?v=5pjeDzUa4BE
فیلم در رپیدشیر
http://rapidshare.com/files/268249339/Saanei_in_gorgan-Part1.flv
http://rapidshare.com/files/268249012/Saanei_in_gorgan-Part2.flv
http://rapidshare.com/files/268247258/Saanei_in_gorgan-Part3.flv
http://rapidshare.com/files/268245598/Saanei_in_gorgan-Part4.flv
http://rapidshare.com/files/268244648/Saanei_in_gorgan-Part5.flv
صدا در رپیدشیر
http://rapidshare.com/files/268249808/Saanei_in_gorgan-Part1.mp3
http://rapidshare.com/files/268249809/Saanei_in_gorgan-Part2.mp3
http://rapidshare.com/files/268249810/Saanei_in_gorgan-Part3.mp3
http://rapidshare.com/files/268249811/Saanei_in_gorgan-Part4.mp3
http://rapidshare.com/files/268249812/Saanei_in_gorgan-Part5.mp3
به شما دوست گرامی توصیه می کنم که اینها حتما گوش فرا دهید
امیر جوادی لنگرودی بعداز شکنجه قبل از شهادتمسئول بازداشتگاه کهریزک، حسین فدایی بود
به گزارش موج سبز آزادی، این نماینده در عین حال ابراز داشت: تاکنون دو فقره از برخوردهای خلاف شان انسانی در بازداشتگاهها برای کمیته ویژه مجلس برای رسیدگی به وضعیت بازداشت شدگان محرز شده است که مورد اول عریان نگه داشتن متهمان به اغتشاش در بازداشتگاهها و دیگری ممانعت از اجابت مزاج آنها بوده است. اعضای کمیته مزبور تاکید میکنند که بررسی دیگر ادعاهای مطرح شده درباره وضعیت بازداشتگاه کهریزک و دیگر بازداشتگاهها نیز ادامه دارد.«موج سبز آزادی» یادآور میشود حسین فدایی، دبیر کل جمعیت ایثارگران، از حامیان پر و پا قرص محمود احمدینژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود و با برخی مسئولان بیت رهبری نیز ارتباطات نزدیکی دارد.جالب است که او در مراسم تشییع جنازه محسن روحالامینی نیز که در بازداشتگاه تحت مسئولیت او بر اثر شکنجه به شهادت رسید، حضور یافته بود! علاوه بر روحالامینی، نام حداقل دو تن دیگر هم که در کهریزک به شهادت رسیدهاند، تاکنون مشخص شده است: محمد کامرانی و امیر جوادی لنگرودی.
بازداشتگاه کهریزک که چند سال پیش به بهانه نگهداری اراذل و اوباش تأسیس شد و برخلاف قانون زیر نظر نیروی انتظامی بود و نه سازمان زندانها، در جریانات پس از انتخابات به محل نگهداری دستگیرشدگان اعتراضات خیابانی تبدیل شده بود که به دلیل عدم رعایت ضوابط انسانی، رهبر نظام دستور تعطیلی آن را صادر کرد.
نظرات مرجع عالیقدر حضرت آیت الله حاج سیدعلی محمد دستغیب
در باره مشروعیت و مقبولیت در اسلام
بنابر آنچه از کتاب و سنت و عقل و اجماع فهمیده می شود لازم است که در احکام شرع جاهل به عالم رجوع کند. در این میان وظیفه فقیه عادل است که مردم را از پلیدی (رجس) دور کند که مهمترین مصداق آن جهل است و این خود جهادی است بزرگ؛ لذا معصوم می فرماید: «مداد العلماء أفضل من دماء الشهداء» فقیه عادل یعنی با فهم و ادراک نسبت به قرآن و سنت و عامل به آن و آزاد از زنجیرهای حبّ دنیا و ریاست و غالب بر هوای نفس، چنین شخص فقیه و مجتهد در هر زمان و مکانی باشد بر آن عدّه که از او استقبال می کنند ولایت دارد؛ یعنی از امتحان الهی خوب در آمده و نیز مورد استقبال مردم واقع شده. امّا اینکه گفته شود این شخص بر همه نقاط کره زمین ولایت دارد بی مدرک است.
در زمان امام خمینی (ره) تمام فقهاء و مراجع خودجوش مرجعیّت و فقاهت ایشان را امضاء کردند و اکثریّت قریب به اتفاق مردم با میل و رغبت استقبال نمودند؛ در آن موقع علماء و مردم هر دو متّفقاً دست به دست هم دادند و ایشان را مرجع و ملجأ و رهبر خویش قرار دادند، لذا پیروزی به این صورت و در مدّت کوتاهی به دست آمد. چنان چه این معنی از زمان غیبت صغری تا به حال برقرار بوده و از مرجعیت و زعامت میرزای شیرازی (سیّد محمّد حسن(ره)) که با امضای چهارصد نفر مجتهد و استقبال عظیم مردم تحقّق یافت، چندان مدّتی نگذشته و ایشان با گریه این سمت را پذیرفتند.
بنابر روایات، هر فقیهی فی الجمله ولایت دارد چنان چه امام خمینی(ره) نیز فرمودند؛ امّا ولایت مطلقه، اعلمیت و اعدلیت و پشتیبانی قاطع علما و مردم را می طلبد.
این که امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این انقلاب ضربه نخورد یعنی همین که اگر مردم حمایتشان را از این ولایت فقیه برداشتند، دیگر از این ولایت کاری ساخته نیست و در واقع ارزشی ندارد.
وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند. این قانون حاصل خون هزاران شهید و جانباز و نتیجه تحمّل زندان ها و شکنجه های استبداد شاهنشاهی و تبعید شدن علما و روحانیون و نخبگان است، که در اوّلین فرصت بعد از انقلاب به دستور امام امّت و نجات دهنده مردم ایران از استبداد و استعمار و استثمار، به وسیله خبرگان ملّت، از فقها و روشنفکران تدوین شد، و برای تأمین نظرات حضرت امام خمینی(ره) اصل ولایت فقیه در آن گنجانده شد و مردم، قانون اساسی را تأیید کرده و رأی دادند و به دنبال آن هستند. در وقایع اخیر (انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) اعتراض مردم در راهپیمایی ها که هنوز هم معترضند، به نتیجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گردید مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.
چه کسانی جز خبرگان، حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند. مجلس خبرگان قانون اساسی مجلسی بود نظیر همین خبرگان فعلی و بعضی از اعضای این مجلس از اعضای آن بودند و در تدوین قانون اساسی شرکت داشتند. مردم از ایشان می خواهند که به خواسته های آنها بر طبق قانون اساسی رسیدگی شود.
معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند.
در انتخابات چند دوره قبل بیش از بیست میلیون از مردم به سیّد بزرگوار حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی رأی دادند و در دو دوره رئیس جمهورشان بود. ما با آن بزرگوار چه کردیم، روحانی که از صنف خودمان بود، پدرشان از فقها و خودشان مورد تأیید امام امّت(ره) و مقبول جامعه، آیا یک بار از ایشان دعوت شد که در جلسه ای از شانزده اجلاسیه خبرگان بیایند و به سؤالات پاسخ دهند یا او را از خود دور کردیم و حتّی گفته شد او اجنبی است و اتّهامات دیگر.
امّا رئیس دولت نهم که در کسوت روحانیت نبود چند بار از او دعوت شد و به سؤالات هم پاسخ نداد و دیگری را برای این جهت معیّن کرد و بعضی از اعضای خبرگان اعتراض به نامربوط بودن مطالب نمودند. آیا این محلّ سؤال برای مردم نیست که چرا خبرگان این همه تبعض قائل می شوند؟
اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعادۀ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلۀ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد و حفظ نظام این است، که باید بماند، و اشخاص می روند امّا اعمال و رفتار آنها باقی است. مخفی نباشد که خبرگان مجتهد هستند و تقلید بر مجتهد حرام است. یعنی تشخیص صدق و کذب هر موضوعی باید با تحقیق و تفحّص بر طبق شرع و قانون صورت گیرد.
و السلام
سیّد علی محمّد دستغیب
21 / 5 / 88
آقای کروبی در این نامه نوشته است که خبر این اقدام «شنیع» را گروهی از کسانی که دارای «پستهای حساس» در کشور هستند، در اختیارش گذاشتهاند.
بسم الله الرحمن الرحیم
مجلس ترحیم را با تلاوت و ترجمه آیات ۱۵۷-۱۵۳ سوره بقره آغاز می کنم:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا استَعِینُوا بِالصبرِ وَ الصلَوةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصابرِینَ
اى افراد با ایمان از صبر (و استقامت) و نماز (در برابر حوادث سخت) کمک بگیرید، (زیرا) خداوند با صابران است.
وَ لا تَقُولُوا لِمَن یُقْتَلُ فى سبِیلِ اللَّهِ أَمْوات بَلْ أَحْیَاءٌ وَ لَکِن لا تَشعُرُونَو به آنها که در راه خدا کشته مى شوند مرده مگوئید، بلکه آنها زندگانند ولى شما نمى فهمید.
وَ لَنَبْلُوَنَّکُم بِشىْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوع وَ نَقْصٍ مِّنَ الاَمْوَلِ وَ الاَنفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشرِّ الصّابرِینَقطعا همه شما را با اموری از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى و کمبود میوه ها آزمایش مى کنیم و بشارت باد بر استقامت کنندگان.
الَّذِینَ إِذَا أَصآبَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا للَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَجِعُونَآنها که هر گاه مصیبتى به آنها رسد مى گویند: ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى گردیم .
أُولَئک عَلَیهِمْ صلَواتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولَئک هُمُ الْمُهْتَدُونَاینها همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها همان هدایت یافتگانند.
این آیات در شأن شهدای جنگ بدر در صدر اسلام نازل شده است و در باره همگی شهدا جاری است.
مظلومیت شهیدان جنبش سبز
در این مجلس با شکوه به عزای عزیزان از دست رفته مان آمده ایم، چهلم شهدای جنبش سبز مردم ایران. این شهیدان که هستند؟ چند نفرند؟ نامشان چیست؟ قبرشان کجاست؟ کی تشییع شدند؟ چه زمانی مجالس ترحیمشان برگزار شد؟ آیا مادران، پدران، و خانواده هایشان توانستند برایشان مویه و سوگواری کنند؟ متاسفانه جواب هیچکدام از این سوالها را نمی دانیم.. فقط می دانیم تعدادی از هموطنان عزیزمان به درجه رفیع شهادت نائل شده اند. خانواده های داغدار از بکار بردن عنوان شهید هم برای عزیزانشان منع شده اند. اما ما آنها را در ردیف شهدای انقلاب اسلامی، در حد شهدای جنگ علیه صدام متجاوز عراقی، و شهیدان راه استقلال و آزادی و عدالت ایران می دانیم. از بزرگان دینمان آموخته ایم که هر کس که در راه احقاق حق، اخذ حق از دنیا رفت او شرعا و یقینا شهید است (من مات دون اخذ حقه فهو شهید). لذا من با افتخار به اینجا آمده ام تا در چهلمین روز شهدای جنبش سبز ایران، با شما سخن بگویم.
مخاطب این سخن نه فقط عزیزان حاضر در این مجلس با شکوه در کالیفرنیای شمالی هستند، بلکه مخاطب من همه ملت ایرانند، همه آن ها که نتوانستند مجلس چهلم این شهدای عزیز را برگزار کنند. بگذارید امروز بجای ملتی که حتی اجازه برگزاری مجلس تشییع و ترحیم هم ندارد، حتی برای فاتحه خواندن بر مزار شهیدانش هم باید از حکومت شبه نظامی مجوز بگیرد، حتی خانواده های داغدار با صدای بلند حق ندارند برای جگرگوشه هایشان بگریند یا مجاز نیستند پرچم سیاه و پرده عزا بر در خانه هایشان آویزان کنند، من و شما امروز بجای همه آنها ساعتی با هم درد دل کنیم.
تعداد این شهیدان بسی بیشتر از آن است که شنیده ایم و گفته اند. دولتی ها اخیرا راضی شده اند که بگویند سی نفر اغتشاشگر در خیابان ها کشته شده اند. فقط در خیابان ها هم نبود. پدران و مادرانی هم بوده اند که عزیزانشان را زنده مانند دسته گل به زندانبانان جمهوری اسلامی تحویل دادند و چند هفته بعد جنازه با دهان و دندان خُرد شده فرزندانشان را تحویل گرفته اند. این شهیدان از آن سوی مرزها نیامده بودند. آنها ایرانی بودند، مسلمان بودند.حتی برخی از آنها، پدرانشان از اردوگاه سیاه حکومتی ها هم بوده اند. هر چند بچه هایشان سبز بوده اند، مثل من وشما.
انگار کسانی می گویند: “من به پشتیبانی این دولت توی دهن این ملت می زنم”. ما دیدیم دهان شهیدانمان را خُرد کرده بودند و دندانهایشان را شکسته بودند. چرا؟ این جمله ممنوعه را به زبان آورده بودند: “رای من کجاست؟” در هر جای دنیا هر شهروندی قانونا حق دارد بپرسد: من رای داده ام، من در انتخابات کشورم شرکت کرده ام، رای مرا جابجا کرده اید، به من بگویید رای مرا کجا بردید؟
این ها را که کشتید، اسلحه بدست نداشتند. اعتراض مسالمت آمیز کرده بودند. به خیابان آمده بودند، مطابق قانون که شما از آن دم می زنید و هرگز به آن عمل نکرده اید. اینها مطابق ماده ۲۷ قانون اساسی، اعتراض مسالمت آمیز کرده اند و نیروهای مسلح شما، نیروهای اونیفورم دار و بی اونیفورم شما آن ها را به گلوله بستند. این گلوله ها هوایی نبود. اکثر گلوله ها به قلب و بالاتنه شهیدان خورده بود.
اگر خدمت نظامی کرده باشی می دانی که دستور تیر توسط شخص اول هر مملکتی صادر می شود. دستور تیر در نزاع های خیابانی نقل و نبات نیست که هر پاسبانی، هر پاسداری، هر بسیجی ای بتواند به صلاحدید خودش صادر کند و تیر شلیک کند. در زمان شاه در هفده شهریور دستور تیر به فرماندهان ارتش واگذار کرد و قبل از آن بدون اذن مستقیم او شلیک نکردند. امروز به چه کسانی مجوز شلیک بسوی ملت بی دفاع را صادر کرده اید؟اگر اختیارات مطلقه دارید، مسئولیت مطلقه هم خواهید داشت. نمی توان گفت زمام همه امور دردست من است، اما موقعی که این افتضاح ها، این فجایع اتفاق می افتد، آن وقت جاخالی بدهید بگویید فلان زندان استاندارد نبود. راستی کدام زندانتان استاندارد است؟
بجای اینکه از گاز اشک آور و گلوله مشقی در برابر تظاهرکنندگان مسالمت جو استفاده کنید، گلوله حقیقی بسوی مردم شلیک کرده اید. اگر ماموران شما اغتشاش نمی کردند، این مردم با کمال آرامش، حتی با سکوت اعتراض کردند. فقط گفتد ما هستیم، ما خس و خاشاک نیستیم، ما آدمیم، ما ایرانی هستیم، ما همانها هستیم که رای دادیم. اما این فرد دروغگو رئیس جمهورما نیست. همان ماجراجوئی که آبروی هر ایرانی را در دنیا برده است، اما عزیز کرده و نور چشم شماست، و در نظر ما ملت جایگاهی ندارد.
اجازه ندهید بیش از این سرمایه ملی ما به تاراج رود. این سخن این عزیزانی بود که امروز در خاک خفته اند. اما تعدادشان؟ سی نفر، شصت نفر، نود نفر؟ آخرین آمار دولتی ۲۶ نفر است، آمار مردمی به نزدیک سیصد و شصت شهید می رسد. سردخانه های تهران هنوز خالی نشده است. چرا که اگر جنازه ها همان روزهای اول تحویل داده می شد، شورش می شد؛ لذا گذاشتند به تدریج جنازه ها را تحویل می دهند، و بعد از خانواده های عزادار تعهد گرفتند که اگر مصاحبه کردید، اگر اعلام کردید «با تو همان می رود که با فرزندانت رفته است.» بسیاری از بازماندگان شهیدان جرأت سخن گفتن ندارند و اگر هم یکی از افراد خانواده اشان مصاحبه کند، دیگران را وادار می کنند که تکذیب کنند. اما خورشید همیشه زیر ابر نمی ماند.
در این مجلس من به نکاتی اشاره خواهم کرد که دنباله سخنان گذشته ام است. در بحثی که هفته گذشته در دانشگاه جرج میسن داشتم از اسلام سبز و اسلام سیاه سخن گفتم. گفتم معترضان قانونی سبزند، و سرکوب کنندگان قانون ستیز سیاهند و در هر دو هم از اسلام می گویند، اینگونه نیست یکی از دین بگوید دیگری از بی دینی. سبزها شب ها پشت بام می روند الله اکبر می گویند. سیاه ها به سینه می زنند و گلوله شلیک می کنند و به سبزها می گویند دهانتان بوی الله اکبر می دهد! در این جلسه باشکوه می خواهم به برخی از نکاتی که شاید کمتر گفته شده باشد و دانستن اش برای همگان مفید باشد اشاره کنم. مجموعا به ده نکته اشاره خواهد شد.
به دنبال رد پای قاتلان سیاه شهیدان سبز
قاتل این شهیدان کیست؟ اولین مسالهای که خانواده ی این شهدا نیز از ما می پرسند. سرکوبگران سیاه مدعیند کسانی که مردم را به خیابان ها دعوت می کنند مسئول ریخته شدن خون این عزیزان بوده اند. با بیان دیگر، اگر میرحسین موسوی مردم را به خیابان ها دعوت کرده است، او قاتل این که افرادی است کشته شده اند. احمد جنتی دبیر شواری نگهبان نیز این سخن را در همین هفته در خطبه های جمعه تهران ذکرکرد. قبل از او رهبر جمهوری اسلامی نیز در اولین خطبه جمعه پس از انتخابات نیز همین سخن را بر زبان راند.
همچنانکه قبلا گفته ام، این سخن صحیحی نیست. با منطق اسلامی سازگار نیست. اگر بگوییم که در هر جنگی، در هر نزاعی کسی که مردم را دعوت کرده است قاتل آن افراد محسوب می شود، با این منطق باید بگوییم که مرحوم آیت الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی قاتل شهدای انقلاب اسلامی بود، چون آنها توسط ایشان دعوت شده بودند. پس او قاتل کشتهشدگان است و نه محمدرضا پهلوی. حتی بالاتر برویم و بگوییم که اگر در صدر اسلام پیامبر اسلام (ص) مسلمانان را علیه کفار و مشرکین در بدر و احد و خندق به جنگ دعوت می کرد، پس قاتل این شهدا (نغوذ بالله) پیامبر اکرم (ص) است.
این مطلب در زمان امام علی (ع) هم اتفاق افتاد. بی شک روحانیون حاکم ایران هم این داستان ها را شنیده اند. نهج البلاغه هم احتمالا خوانده اند، اگر فراموش نکرده باشند. صندلی قدرت باعث می شود، انسان خیلی چیز ها را فراموش کند. پیامبر صلوات الله علیه به عمار یاسر فرموده بود: “قاتل تو لشکر ستمکاراست.” یک علامت به مردم داده بود، یعنی این صحابه من – عماریاسر – توسط هر که کشته شد بدانید که آن فرد دشمن اسلام است. در فتنه هایی که پس از پیامبر اتفاق افتاد، در زمان امام علی علیه السلام، عمار با این که سن بالائی داشت در رکاب علی ابن ابی طالب می جنگد، و توسط لشکر اموی، لشکر معاویه به شهادت رسید. بسیاری از مسلمانان که در حقانیت علی تردید داشتند و نمی دانستند حق طرف علی است یا معاویه، یادشان به سخن پیامبر افتاد، یادشان آمد که پیامبر فرموده است: “ای عمار تو را لشکر متجاوز خواهد کشت.” بسیاری از آن ها فهمیدند، و به کمک آن علی وارد جنگ علیه معاویه شدند. معاویه فهمید که دستش رو شده است. آمد مغلطه کرد، سفسطه ای سوار کرد و گفت “عمار را کسی کشته است که او را به جبهه فرستاده است!” یعنی علی قاتل عمار است، نه معاویة ابن ابی سفیان.
بعد از ۱۴۰۰ سال ما امروز منطق اموی را می شنویم.. این شیوه ای که بیان شده است دقیقا همان چیزی است که معاویة ابن ابی سفیان از حزب اموی تبلیغ کرد. این شیوه منطق علی نیست. منطق علوی چیز دیگری است. لذا قاتل این شهیدان (برخلاف تبلیغات رسانهای جمهوری اسلامی) آنها نیستند که مردم را برای اعتراض مسالمت آمیز و قانونی (اصل ۲۷ قانون اساسی) به تجاوز به حقوقشان به خیابان ها دعوت کرده بودند. مسئول امنیت کشور، مسئول حفظ جان همه مردم چه معترض و چه موافق، بی شک مقامات حکومت ایران هستند و می بایست در مقابل ملت پاسخگو باشند.
اگر مجلس شورای اسلامی مجلس مستقلی بود، اگر قوه قضائیه جمهوری اسلامی قضاتی مستقل میداشت و اگر مجالس عالی دیگر مستقل می بود، مسلما مشکلات ما به اینجا نمی رسید. ولی متاسفانه به اینجا رسیده است. آن اتفاقی که در ایران افتاد اتفاق ساده ای نیست..
اگر یک نفر کشته می شد کفایت می کرد برای آن چیزی که می خواهم به آن اشاره کنم. اما امروز ده ها و شاید چند صد نفر مظلومانه کشته شده باشند و و می باید درباره ابعاد شرعی اتفاقی که افتاده است با دقت تأمل کنیم.
ریختن خون مظلوم مهمترین عامل سلب مشروعیت حکومت
امام علی (ع) که از او فراوان در ایران سخن گفته می شود و کمتر به راه او عمل می شود، نامه بلندی در نهج البلاغه شریف خود (نامه ۵۳) خطاب به استاندار و والی خود مالک اشتر نخعی که روانه مصرش کرد. این نامه فی الواقع اخلاق سیاسی در نزد شیعیان است و سند افتخار ماست که ۱۴۰۰ سال قبل این مواردی که عین حقوق بشر امروز است، توسط امام علی (ع) بیان و عمل شده است. و امروز اگر کسی نام علی را به زبان می آورد، با معیاری به نام عمل علی وار سنجیده می شود.
لذا این که می گوئیم “علی مع الحق، و الحق مع علی، یدور حیث ما دار” علی بر حق است، حق با علی است، این دو همه جا با همند. این معیار ارزیابی ماست. ما به معیارهایی که در نهج البلاغه ذکر شده است مراجعه می کنیم، و بزرگان و حاکمان را با این معیارها می سنجیم. یکی از معیارهائی که در اواخر این نامه شریف ذکر شده است درباره حق حیات مردم است: امام به والی خود متذکر می شود:
«إِیَّاکَ وَ اَلدِّمَاءَ وَ سَفْکَهَا بِغَیْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لاَ أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لاَ أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ اِنْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْکِ اَلدِّمَاءِ بِغَیْرِ حَقِّهَا وَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَیْنَ اَلْعِبَادِ فِیمَا تَسَافَکُوا مِنَ اَلدِّمَاءِ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ فَلاَ تُقَوِّیَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِکَ مِمَّا یُضْعِفُهُ وَ یُوهِنُهُ بَلْ یُزِیلُهُ وَ یَنْقُلُهُ».
«بپرهیز از خونها و خونریزیهاى بناحق؛ زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزى بناحق موجب کیفر خداوند نشود، و بازخواستش را سبب نگردد، و نعمتش را به زوال نکشد، و رشته عمر را نبُرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در میان مردم پردازد، نخستین داورى او درباره خونهایى است که مردم از یکدیگر ریختهاند. پس مباد که حکومت خود را با ریختن خون حرام تقویت کنى، زیرا ریختن چنان خونى نه تنها حکومت را ناتوان و سست سازد، بلکه آن را از میان برمىدارد، یا به دیگران مىسپارد.»
از خود امام علی نقل شده است که مظلوم فرق نمی کند مسلمان باشد یا کافر. مظلوم، مظلوم است. به دین مظلوم نگاه نمی کند، به حقانیت مظلوم می نگرند. لذا این مقدار که درباره خون مظلوم در اسلام (و در ادیان دیگر) این همه تاکید شده بخاطر این است که حق حیات در اسلام بالاترین حقوق است و اگر کسی این حق را رعایت نکرد، بالاترین عامل عدم مشروعیت حکومت خود را امضا کرده است. حکومت ها با عواملی نامشروع می شوند، یکی از آن عوامل این است که خون ناحق در جامعه بریزند. بخصوص اگر آن افراد به صورت مسالمت آمیز اعتراض کرده باشند.
منطق متین علوی در مواجهه با مخالفان و منتقدان
یک از وصایا که تمام ائمه ما نسبت به فرزندان خود کرده اند این است که “ایّاک و الظلم لمن لا ناصر الا الله” «بپرهیزید از ظلم کردن به کسی که جز خداوند یاوری ندارد.» بسیاری از این صحنه هایی که توسط عکاسان شجاع در تهران عکسبرداری و فیلمبرداری شده است، نشان می دهد که ماموران حکومتی با اونیفورم یا بدون اونیفورم جمهوری اسلامی با قساوت تمام به جان مردم بی دفاع افتاده اند و بی شک این صحنه ها را هیچ وجدان آگاهی نمی تواند بپذیرد.امروز هر مسلمانی باید از خودش سوال کند آیا یک حکومت واقعا اسلامی می تواند اینگونه با مردم اش خشن و بی رحم رفتار کند؟ آیا ممکن است کسی مسالمت آمیز اعتراض بکند و بجای این که اعتراض و انتقاد او را بشنوند و احیانا او را مجاب کنند که تو اشتباه می کنی، اینگونه سبعانه و غیر انسانی با او برخورد کنند؟ آیا زمان علی (ع) اگر فردی حتی با دشنام و توهین به امام اعتراض می کرد امیرالمومنین این گونه با او برخورد می کرد؟
یکی از افتخارات ما که به شیعه بودن و مسلمان بودن خودمان می نازیم این است که علی ابن ابی طالب (ع) با مخالفانش بسیار جوانمردانه و آزاد منشانه برخورد می کرد. اگر مخالفی دست به اسلحه نبرده بود آزاد بود هر چه می خواهد بگوید حتی به امام علی (ع) توهین کند.
در نهج البلاغه (حکمت ۴۲۰) آمده است که امام به عنوان خلیفه مسلمین در اوج قدرت در مسجد کوفه بود و یکی از خوارج در حضور جمع آشکارا به حضرت توهین آمیز سخن گفت. «قاتله الله کافرا». “خدا او را بکشد در حالی که کافر است”. مثل این که کسی بیاید به رهبر کشور بگوید که مرگ بر تو، ای کافر. درنظر بگیرید، علی القاعده باید با او برخورد شود. اصحاب از توهینی که به علی ابن ابی طالب امام و خلیفه وقت شد، برآشفتند. دست به شمشیر بردند که او را ادب کنند. علی (ع) مانع شد و گفت «رُوَیْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْبٍ» “آرام گیرید، دشنام را پاداش دشنام است یا بخشیدن گناه”. آری، تا زبان علی در کام است شمشیر مالک در نیام خواهد بود. مگر این زبان قطع شده است که نتواند به معترض پاسخ بدهد. سخنی گفت سخن می شنود، پاسخ سخن که شمشیر نیست. این منطق علوی است. لذا علی با منطق قوی به تمام مخالفانش پاسخ منطقی می داد. قوی بود، عالم بود، سعه صدر داشت، با رحمة للعالمین معاشرت داشت، لذا با مردم «رحماء بینهم» بود، اهل مدارا و بخشش و رحمت و رأفت.
بر خلاف راه علی (ع) شیوه اموی هم داریم. درمیان امویان اگر کسی در اسم بردن از آنها لقب رسمی خلیفه را به زبان نمی آورد جایش زندان بود. در زمان علی (ع) بسیاری از افراد بودند که با علی (ع) بیعت نکردند. نزدیک بیست و چند نفر از سران قریش بودند که به غلط با او بیعت نکردند. علی سهمیه بیت المال آنها را قطع نکرد. همانند بقیه مردم زندگی کردند. تک تک آنان به مرگ طبیعی مردند. هیچکدام نه زندانی شدند، نه قطع حقوق شدند و نه مانند برخی اوقات دیگر در صدر اسلام توسط حکومت کشته نشدند و در بیابانها انداخته نشدند، و نگفتند این ها “قتیل الجن” هستند، یعنی توسط اجنه کشته شده اند. ظاهرا اجنه ماموران مخفی حکومت بودند. اما درزمان علی هیچکسی توسط اجنه کشته نشد! هیچکسی توسط سربازان گمنام امام زمان به قتل نرسید. علی بسیار شفاف با مردم مواجه می شد. لذاست که ۱۴۰۰ سال گذشته هنوز راهش زنده است و هنوز ما به پیروی او افتخار می کنیم.
امام علی (ع) برای ما معیاراست. لذا می گوییم “السلام علیک یا میزان الاعمال”. سلام برتو که میزان اعمال مایی. یعنی در قیامت من که پیرو او هستم اعمالم را در یک کفه و اعمال مولایم را در کفه دیگر می گذارند و مرا با او می سنجند. امروز ما رهبران خود را نیز با رهبری علی (ع) می سنجیم. اگر امروز به این مجلس عزا آمده ایم، حجتی بسیار سنگین داریم. با صدای بلند می گوئیم “به نام علی حکومت تشکیل داده اید، حق ندارید به راه معاویه بروید”. علوی بودن یک حکومت با نحوه برخورد آن حکومت با مخالفانش ورق می خورد. با مخالفانتان چگونه برخورد کردید؟ مرجع تقلید، عالمی بزرگ، فقیهی عالیقدر به شما مشفقانه انتقاد کرد، پنج سال و نیم در خانه حبسش کردید. زمانی رهایش کردید که می پنداشتید می میرد و روی دستتان می ماند.
لشکریان بنی امیه امام امام زین العابدین (ع) را که بیمار بود، اسیر نکردند. شما به مخالفینتان حتی به معلول ها و بیمارها هم رحم نکردید. سعید حجاریان در زندانهای جمهوری اسلامی چه می کند؟ می گویند آن را به خانه امنی منتقل کرده ایم، استخر هم دارد. به بهشت منتقل کنید، اما با در بسته و زیر دست بازجو باز زندان است.. می پندارید اگر استخر داشت یا حمامش از طلا ساخته شده باشد دیگر اسمش زندان نیست. در بند ۳۲۵ اوین هم استخر بود. در جایی را ببندید اسمش زندان است. اگر خانواده خبر نداشته باشند که عزیزشان کجاست مطابق همین قوانین شما تخلف کرده اید.
کدام یک از ماموران شما بواسطه آنچه که خودتان «زندان غیر استاندارد» می گویید محاکمه شده باشند. نامشان چیست؟ مجازاتشان کدام است؟ شما که بر خلاف قانون منتقدان و معترضان مسالمت جویتان را قبل از اثبات جرم در تلویزیون انحصاریتان نمایش دادید. چقدر قانون مدارید! اگر این توصیف هایی که از زندان کهریزک شنیده ایم صحیح باشد، که هیچکدام هم تاکنون تکذیب نشده است، تک تک شما از بالا تا پائین باید محاکمه شوید، به جرم جنایت علیه انسانیت و بشریت. آیا این کافی است؟ این زندان غیراستاندارد بود. بقیه زندان ها چطور؟ این خون ها به ناحق ریخته شده است. برابر ضوابط مسلم شرعی اگر هم مشروع بودید با این همه سفاکی و خونریزی دیگر نامشروعید.
عدالت و تدبیر ضروری ترین شرائط یک حکومت سالم
مشروعیت علایم شرعی و علایم سیاسی دارد. مهمترین دلیل مشروعیت عدالت است. عدالت به لحاظ دینی یعنی اینکه معصیت خدا نکنید، حقوق مردم را زیرپا نگذارید. بالاترین معصیتی که ممکن است صورت بگیرد ظلم به بندگان خداست. مردم مالکان سرزمین خود هستند. فقط مالک مادی نیستند، مالک معنوی هم هستند. اینکه پیغمبر ما فرموده است “الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم” مردم برمال و جان خود مسلط اند، شامل اموال مادی و معنوی می شود. هر کدام از ما ایرانیان مالک کشور خود هستیم. ایران ملک مُشاع ایرانیان است. هر که می خواهد در کشور ما تصرف کند به نام ایرانیان حکمروایی کند، می باید از ما مردم ایران اجازه بگیرد. نه اینکه ما باید از کسی اجازه بگیریم. آن ها می باید از ما اجازه بگیرند که می خواهند کشور ما را چگونه اداره کنند.
اگر ما گفتیم جامعه ای که تعداد کشته های آن در جاده ها و تعداد کشته های سوانح هوایی آن در سال از تعداد کشته های جنگ اعراب و اسراییل بیشتر است، از تعداد کشته های وقایع اخیر عراق و افغانستان بیشتر است، در اینصورت ما حق داریم بپرسیم آیا جامعه با تدبیر اداره می شود؟ شما با کدام مجوز کرور کرور به کشورهای آمریکای جنوبی کمک بلاعوض می کنید؟ کشوری که نمی تواند هواپیمای مسافربری بسازد، انرژی هسته ای با این هزینه بالا به چه دردش می خورد. اگر می خواهید به فکر مصالح ملی ایران باشید اول از همه از چیزی شروع کنید که به درد این مردم بخورد. حداقل جاده های این کشور امن شود. وقتی سوار هواپیما می شویم احتمال زنده رسیدنمان از احتمال کشته شدنمان بیشتر باشد. این حداقل کف یک زندگی سالم در کشور است.
چگونه جامعه را اداره کرده اید؟ اینکه بگوییم بالاترین آمار فروش کُلیه به دلیل فقر و نداری در کشور ماست، برای شما افتخاراست؟ اینکه بگوییم بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان ایران است، برای شما افتخاراست؟ بی شک، بسیاری از اموری که در ایران صورت می گیرد، به بهانه پیاده کردن موازین شرعی است، به بهانه دفاع از اسلام است. می پندارند درست عمل می کنند. می پندارند خوب و شرعی عمل می کنند. می پندارند از جانب خدا مامور اقامه دین شده اند. در حالی که آن چیزی که در ایران دارد اتفاق می افتد مساله دیگری است.
اجازه بفرمایید به معیار دیگری از امام علی (ع) اشاره کنم. من با این سخنان حکیمانه زندهام و معتقدم با این موازین است که است که ما می توانیم ومکلفیم حکمروایان خود را نقد کنیم و آن مدعیان را اگر اصلاح پذیرند اصلاح کنیم. امام می فرماید: “اجورالناس من عدَ جوره عدلا منه.” ستمکارترین مردم کسی است که جور خود را عدالت می شمارد، ظلم خود را دادگری می پندارد.
مشکل ما این است که کسانی که در ایران حکومت می کنند می پندارند آنچه می کنند به نفع مردم است. ما می خواهیم اگر نمی دانند به آن ها بفهمانیم که این امور به نفع مردم نیست، به ضرر مردم است. قرآن کریم در سوره کهف آیات ۱۰۳ الی ۱۰۵ به این افراد اشاره کرده است:
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالاَخْسرِینَ أَعْمَالاًبگو آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم ) کیانند.
الَّذِینَ ضلَّ سعْیهُمْ فى الحَْیَوةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یحْسبُونَ أَنهُمْ یحْسِنُونَ صنْعاًآنـهـا کـه تـلاشـهـایـشـان در زنـدگـى دنـیـا گـم (و نـابـود) شـده ، بـا اینحال گمان مى کنند کـار نـیـک انـجـام مـى دهـنـد!
أُولَئک الَّذِیـنَ کـَفـَرُوا بِآیَایَتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَائهِ فحَبِطت أَعْمَالُهُمْ فَلا نُقِیمُ لهَُمْ یَوْمَ الْقِیَمَةِ وَزْناًآنـهـا کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند، به همین جهت اعمالشان حبط و نابود شد، لذا روز قیامت میزانى براى آنها برپا نخواهیم کرد.
به بیراهه می روند و سرمایه ملی بر باد می دهند و خلایق را می کشند و می پندارند اقامه شریعت می کنند و عدالت می گسترانند، زهی خیال باطل. این ره که تو می روی به ترکستان است. با قساوت و خشونت نمی توان به ایمان و دیانت خدمت کرد.
بنظر می رسد مصداق آن حکومتی که ما امروز در ایران با آن مواجهیم این آیه ۲۸ سوره ابراهیم است. مستند سخن می گویم تا نتایجی که می خواهم در دنبال بگیرم اسنادش مشخص باشد. قرآن می فرماید:
أَ لَمْ تَرَ إِلى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَت اللَّهِ کُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِآیا ندیدى کسانى را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند و جمعیت خود را به دار البوار (سرزمین نیستى و نابودى ) کشاندند.
این همه شهید کار چه کسانی است؟ چه کسانی ما را به جایی رسانده اند که پدران و مادران ما باید هر روز سعی بین صفا و مروه از دفتر دادستانی تا دفتر زندان اوین کنند که آیا عزیز ما کجاست و جواب سربالا بشنوند و تحقیر شوند، نه یک روز، نه دو روز، یک هفته، یک ماه و آخر هم جنازه خرد شده بچه شان را تحویل بگیرند. این می شود “دار البوار” سرزمین نیستی، وادی نکبت و سیاهی.
سه علامت منافق به معرفی پیامبر
شما این سرزمین آباد را اینگونه ویرانه کرده اید. پیامبر به ما سه علامت برای منافق ارایه کرده است. واژه منافق را مثل بسیاری از واژه ها، این ها از معنا تهی کرده اند. امروز می خواهم منافق را آنچنان که پیامبر (ص) شناسانده است توصیف کنم. این حدیث را هم شیعه نقل کرده، هم سنی. همه مسلمانان این حدیث را نقل کرده اند. ائمه هدی هم از جدشان پیامبر خدا نقل کرده اند.
پیامبر (ص) می فرماید: یک یا دو یا هر سه علامت را درهر کسی یافتید آن فرد دو رو، مزور و منافق است. للمنافق ثلاث علامات. برای منافق سه علامت است. آن علامات چیست؟ “اذا حدث کذب” وقتی سخن می گوید دروغ بگوید. “اذا وعدا خلف” زمانی که وعده بدهد خلف وعده کند، زیر قولش بزند و “اذا ائتمن خان” زمانی که امانتی به او سپرده شود، در آن امانت خیانت کند. دروغگویی، خلف وعده، خیانت در امانت. این سه نشانه، نشانه منافق از زبان پیامبر ماست.
حالا با دولتی مواجه هستیم تورم ۲۹% به بالا را ۱۲% به پایین ذکر می کند. در آمار دست می برد. اکثر آمارهایی که از صدا و سیمای رسمی ایران به گوش می رسد آمار صحیحی نیست. اقتصاد دانان ایران چندین نامه نوشته اند که این آمارها دستکاری شده اند. وقتی آمار غلط تحویل بدهید خودتان هم نمی فهمید که جامعه را چگونه باید اداره کنید. کسی که سازمان برنامه و بودجه را منحل می کند، چهار جلد کتاب بودجه را به یک دفتر چهل برگی تبدیل می کند معلوم است که نمی تواند کشور را اداره کند.
وعده می دهید، از وعدههایی که داده شد، می پرسم؟ من سنم اقتضا می کند، در ابتدای انقلاب دانشجو بودم، دقیقا آن وعدهها را بیاد دارم. شعارهای ما در آن زمان آزادی، استقلال، عدالت بود. کدامیک ازآن شعارها تحقق پیدا کرده است. جز در مساله استقلال سیاسی، در تمام مواد اصلی انقلاب رفوزه شده اید. نه آن آزادی که می خواستیم بدست آوردیم، نه عدالتی که بدنبالش بودیم، نه اسلام که بی ریا و رحمانی، هیچکدام از اینها محقق نشده است. قرارمان این بود که زندانی سیاسی نداشته باشیم. البته الان هم می گویند زندانی سیاسی نداریم. حتما بهزاد نبوی و مصطفی تاجرزاده که عمرشان را در سیاست گذرانده اند اینها هم زندانی سیاسی نیستند. سی سال از انقلاب گذشته است. ماده ۱۶۸ قانون اساسی می گوید هیچ محاکمه سیاسی و مطبوعاتی نمی تواند برگزار شود مگر با حضور هیات منصفه در دادگاه علنی صالحه با برخورداری از وکیل. آیا تا کنون شنیده اید که دادگاهی سیاسی در ایران با حضور هیات منصفه به صورت علنی و برخوردار از وکیل در تمام مراحل دادرسی تشکیل شده باشد؟ بعد وقیحانه و گستاخانه دم از قانون می زنند.
اگر قرار است قانون پیاده شود، اصول قانون اساسی که فقط اصل ۴، اصل ۱۱۰ و اصل ۵۶ نیست که واژه ولایت فقیه در آن نوشته شده باشد. فصل سوم قانون اساسی که حقوق ملت است هم قانون اساسی است. این که مردم می توانند راهپیمایی مسالمت آمیز بکنند هم جزء قانون اساسی است. این که تفتیش عقاید ممنوع است هم قانون اساسی است. این که هیچکس را نمی توان از داشتن وکیل محروم کرد جزء قانون اساسی است.
دنیا به شما نمی خندد؟ فله ای روزنامه تعطیل می کنید (یک شب چهل روزنامه). فله ای دستگیر می کنید. فله ای محاکمه می کنید. کجای دنیا سراغ دارید ۱۰۰ نفر در یک جلسه محاکمه شوند؟ کدام قانون به شما چنین اجازه ای را داده است؟ فکر می کنید مردم ایران بی شعورند؟ نمی فهمند؟ آن از دروغهایتان که آنقدر زیاد شده که شعار دروغگو دشمن خداست و دروغ ممنوع به شعر ملی جنبش سبز تبدیل شده؛ آن از خلف وعده هایتان درباره آزادی و عدالت و اسلام رحمانی؛ و اخیرا هم خیانت در امانت ملی و جابجائی کلان آراء در انتخابات ریاست جمهوری. الحق که مصداق اکمل سخن رسول الله هستید، هر سه علامت منافق را با هم دارید.
تعارض حل نشدنی مردم سالاری و فقیه سالاری
خوب با این صفات می گویند شما باید سخن ما را فصل الخطاب قراردهید. شما می باید اطاعت کنید. اگر کسی با سخن رهبری مخالفت کرد، معادل اینست که با امام زمان مخالفت کرده است، با پیامبر مخالفت کرده است، با خدا مخالفت کرده است. چرا؟ چون ایشان منصوب خدا هستند. بعنوان یک عالم دینی می گویم به خدایی که اینگونه منصوبانی دارد باید کافر بود. چنین خدایی (نعوذ بالله) نه حکمت دارد نه عدالت. هیچ نص معتبر دینی، هیچ آیه قرآن، هیچ حدیث معتبری (نه هر حدیثی، حدیث معتبر) از پیامبر (ص) و ائمه (ع) نداریم که چنین سخنانی از آن بدست آید. این ها آرزوها و اُمنیههای خود را بر زبان می آورند. آن چیزی که متن دین است عدالت است. هیچ فرد غیرعادلی را خدا هرگز بر گُرده مسلمانان حاکم نمی کند.
آن چیزی که ما از متون دینی می فهمیم این است که حکام ما نمایندگان ما هستند و تا زمانی حق حکمروایی دارند که وکالت ما را داشته باشند.. کسی برما ولایت ندارد. ما محجور نیستیم که قیّم بخواهیم. صاحبان نظریه رسمی در کتاب ولایت فقیهشان دقیقا نوشتند که معنای ولایت فقیه بر مردم همانند ولایت پدر بر فرزند صغیر و مجنون است که نمی توانند امور خود را اداره کنند. می پندارند که مردم در حوزه عمومی محجورند، رشید نیستند، مصلحت خود را نمی توانند تشخیص نمی دهند. باید کسی باشد که جای آن ها تصمیم بگیرد که مبادا فریب شیطان بخورند. می گویند که ما مصلحت مردم را بهتر از خودشان تشخیص می دهیم. ما اکثریت مردم تشخیص دادیم که موسوی رئیس جمهورمان باشد. می گویند غلط کردید. درست این است که احمدی نژاد رییس جمهورتان باشد، شما نمی فهمید. می گوییم با سیاستهای شما مخالفیم، می گویند غلط کردید که مخالفید. گلوله می خورید تا دیگر هوس مخالفت نکنید.
بازی ای که در ایران شروع شده است این است که در حوزه عمومی چه کسی حرف آخر را می زند. مردم میگویند ما، رهبر می گوید من. دقیقا الآن فقیه سالاری با مردم سالاری متعارض شده است. ولایت فقیه یعنی همگان باید از ولایت مطلقه فقیه اطاعت کنند. مردم سالاری- دموکراسی- یعنی اینکه همگان از جمله فقها باید از اراده اکثریت تبعیت کنند. در دهه اول انقلاب این مساله اتفاق نیفتاد چون هیچوقت اکثریت مردم با رهبری جامعه زاویه نداشتند، الان آن زاویه اتفاق افتاده است. تعارضی که در قانون اساسی است خودش را نشان داده است. باید بین این دو یکی را انتخاب کرد. در حوزه عمومی کسی از جانب خدا به حکومت بر مردم نصب نشده است. افراد متشرع باید این مساله را باخود حل کنند.
امروز بزرگترین مراجع تقلید، بزرگترین علمای دین منتقد این حکومت هستند. با کدام زبان اعلم مراجع تقلید شیعه باید بگوید این حکومت نامشروع است؟ کسی که شرایط عدالت، تدبیر، برخورداری از رای اکثریت را از دست بدهد، حکومتش نامشروع است. نیازی به عزل ندارد، خودبخود منعزل است. این سخن حجت دینی است برای کسانی که دنبال حجتهای دینی می گردند. اگر با ضوابط حقوق بشر بخواهیم امور را دنبال کنیم، که بسیاری از ضوابط حقوق بشر زیرپا گذاشته شده است.
حاصل بحث این که ما امروز در مقابل حکومتی قرار گرفته ایم که علیه مردم خود از زور عریان استفاده می کند. این مردم بی دفاع صرفا می گویند ما می خواهیم به آن چیزی که در قانونمان نوشته شده است عمل کنیم. چیز بیشتری نمی خواهیم. لذا ما نه قائل هستیم کسی از جانب خدا منصوب شده است، نه معتقدیم کسی بر ما ولایت دارد، نه معتقدیم کسی ولایت مطلقه دارد، نه برای فقاهت شأنی بیش از استخراج احکام کلی شرعی از ادله اربع قائلیم.
معنای ولایت مطلقه می دانید یعنی چی؟ یعنی همه قدرت اعم از قدرت قانونگذاری، قدرت قضاوت، قدرت اجرایی، قدرت نظامی و انتظامی و امنیتی، و قدرت تبلیغاتی همه در دست یک نفر باشد. بسیار خوب، الان همه در دست یک نفر است. آیا مسئولیت را قبول می کنید؟ آن رژیمی که ما با آن مواجه هستیم، مجلسی است که نمی تواند از جانب خود تصمیم بگیرد چون توسط شورای نگهبان مهره چینی شده است. قوه قضاییهای است که انگار تاکنون خواب بوده است. آیا قضات ما استقلال دارند؟
قبل از انقلاب هر زمان که پرونده سیاسی برای منتقدان رژیم شاهنشاهی تشکیل می شد قضات شریف دادگستری آن زمان زیر بار اوامر اعلیحضرت همایونی نمیرفتند. شاه ظالم مجبور شد برای محاکمه مصدق و بازرگان و طالقانی دادگاه نظامی تشکیل دهد. می دانید معنای این سخن یعنی چه؟ یعنی دادگستری شاه بالنسبه سالم بود. دادگاه نظامی علیه مصدق حکم کرد. دادگاه نظامی بازرگان و طالقانی را محکوم کرد نه دادگاه عادی دادگستری. و امروز ما می بینیم که نیازی به دادگاه نظامی ندارند. دادگاه انقلاب مثل آب خوردن حکم صادر می کند.
رییس قوه قضاییه نوعا فردی تشریفاتی است. کارها جای دیگری تعیین تکلیف می شوند. کجای دنیا سراغ دارید که بدون حضور وکیل محاکمه انجام بشود؟ فرد محکوم، فرد متهم چهل و پنج روز از دنیای خارج بی خبر باشد، در دادگاه شرکت کند و مجبورش کنند که اعتراف کند. این اعترافات چه ارزشی دارد؟ کدام مرجعی می تواند به این اعترافات اعتبار بنهد.صرفا می خواهند قبل از مراسم تحلیف قصه هایی که سر هم کردند به مردم تحویل بدهند. این کیفر خواست صادر شده سند بسیار با ارزشی برای سقوط جمهوری اسلامی است. این به سر مقاله روزنامه کیهان شباهت بیشتری دارد تا به یک کیفرخواست حقوقی. تنها چیزی که در آن یافت نمی شود مستندات و ادله حقوقی است. جالب اینجاست که اکثراین کیفرخواست قبل از این بعنوان برنامه انقلاب مخملی در خبرگزاری فارس و روزنامه کیهان منتشر شده است و من شخصا آن را خوانده بودم. این اسمش کیفرخواست نیست. سر و ته ندارد. وجه قانونی بودن اتهام وجرم در آن رعایت نشده است.
جرمی بنام فعالیت نهادینه برای استقرار دموکراسی
من با وضوح و شفافیت اعلام می کنم که در جمهوری اسلامی کوشش برای استقرار دموکراسی جرم محسوب می شود. تمام این عزیزانی که از سران اصلاحات الآن در زندان هستند هیچ جرمی ندارند جز کار تشکیلاتی برای استقرار دموکراسی در ایران. مگر می توان پارلمان داشت ولی حزب نداشت؟ مگر می توان حزب داشت و برای رسیدن به قدرت از طرق مسالمت آمیز و قانونی استفاده نکرد؟ اسم این اعمال قانونی عقلائی را گذاشته اند انقلاب مخملی. اگر آمدیم در یک حزب و کار تشکیلاتی کردیم که قدرت را به شکل قانونی به شکل موقت دردست بگیرم، می گویند “نگفتیم؟ این ها می خواهند به شکل نرم قدرت را از ما بگیرند.” من بوضوح می گویم: بله ما می خواهیم قدرت را به شکل قانونی از شما بگیریم. این مردم ایران هستند که می خواهند قدرت را از شما پس بگیرند.
تمام علوم سیاسی مطابق این کیفرخواست عین جرم است. بحث انتقال جامعه بسوی دموکراسی امروز زنده ترین بخش علوم سیاسی و جامعه شناسی سیاسی است. مطابق نظراین افراد جاهل و بی سوادی که بر کشور ما حکومت می کنند،روند دموکراتیک کردن مناسبات سیاسی را انقلاب مخملی می نامند. در این صورت همه دپارتمان های علوم سیاسی در دنیا باید تعطیل شوند. در ایران ما نیازی به دانشکده های علوم سیاسی نداریم. چون به زعم این جاهلان پرمدعا این ها عین جاسوسی است.
اگر فرض کنیم بنده با بزرگترین فیلسوف زمانه یعنی هابرماس آلمانی ملاقات کرده باشم، می گویند: “نگفتیم؟ تو داشتی با او درباره براندازی صحبت می کردی.” من با بسیاری از فلاسفه ملاقات کرده ام و خواهم کرد. مگر می توانید جلوی مراوده های علمی اساتید ایرانی را بگیرید. این کیفرخواست را بردارید بخوانید. قائلان به تئوری توطئه سفر هر فیلسوفی به ایران را از قبیل هابرماس، رورتی و کین تلاش برای انقلاب مخملی قلمداد می کنند.
بسیار خوب، ما می خواهیم به شکل علمی، قانونی و مسالمت آمیز این مفاسد شما را اصلاح کنیم . بنده از قرآن و نهج البلاغه استفاده می کنم. مگر اینکه بگویید که این متون هم ممنوع است. همچنان که الله اکبر گفتن هم امروز جزء جرایم امنیتی محسوب می شود. خواندن نهج البلاغه هم بشرح ایضا. چرا؟ چون بیشترین متنی که ما را علیه بیداد شما تحریک می کند موازینی است که امام علی به ما تعلیم داده است.
امام علی به ما فرمود: شنیدهام لشکریان من زمانی که بسوی معاویه می رفتند از شهری می گذشتند. خلخال -زیور پا -دختری یهودی به زور از پای او درآوردند. علی (ع) می گوید “من که این خبر را شنیدم همچون مار گزیده به خود می پیچیدم. از خدا تقاضای مرگ کردم. گفتم علی بمیرد بهتراست که در زمان فرمانروایی او به ظلم از یک ذمیه – دختر یهودی – بخواهند خلخال بدر آورند. آیا امروز به تأسی از امام علی رهبر جمهوری اسلامی از خدا تقاضای مرگ نمی کند که این همه شهید را به قبرستان فرستاده است؟
آیا وجدان شما مرده است؟ من قرار است به کشورم برگردم. با همین صراحتی که اینجا سخن می گویم در کشورم سخن گفته ام و تاوانش هم پس داده ام. این نهجالبلاغه، این قرآن ما را دلیر کرده است. ما انقلاب نکردیم که تاج را برداریم عمامه به جایش بگذاریم. انقلاب کردیم که خودمان برای کشورمان تصمیم بگیریم. نه سفارتخانه ای برای ما تصمیم بگیرد، نه یک شخص به جای یک ملت تصمیم بگیرد. امروزهم ما تصمیم نمیگیریم. اگر تصمیم گرفتیم رییس جمهوری انتخاب کنیم، حتی اگر به نظر شما خطا باشد بگذارید خودمان به خطا بودن کارمان پی ببریم. ما قیم و آقا بالاسر نمی خواهیم. از خدایی خدا به دور می دانم که یک فرد متوسط را اینگونه بر گردهی مردم به لحاظ شرعی مسلط کره باشد. یقین دارم که در هیچ یک از متون معتبر دینی ما همچون چیزی یافت نمی شود.
ما معترض قانونی هستیم، اغتشاش کار رژیم است
یا اینکه می فرمایند اینها اغتشاشگر بوده اند. اجازه بدهید فرق بین معترض و اغتشاش گر را تبیین کنم. به یاد دارم در زمان شاه هم به جرم اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بازداشت شدم. گقتند تو اغتشاشگری. امروز هم اگر ایران بودم مثل دوستان دیگرم اغتشاشگر معرفی میشدم. آن زمان من هرگز دستی به تخریب بلند نکرده بودم و شیشهی بانکی نشکسته بودم. تنها این شعار مقدس را بر زبان رانده بودم: مرگ بر شاه! و امروز دوستان من قبل از طنین انداز شدن شعار مرگ بر دیکتاتور روانه زندان شده اند و اغتشاشگر معرفی شده اند.
اغتشاشگر کسانی هستند که به روی مردم گلوله گشودهاند،اغتشاشگر ماموران لباس شخصی شما هستند که آمدند شیشهی بانک شکستند، اتوبوس آتش زدند، سطل زباله آتش زدند تا این اعتراضات مسالمت آمیز ساکت را بدنام کنند. کتمان نمی کنیم، ممکن است درصد بسیار اندکی از جوانان هم اشتباه کرده باشند و تابع احساسات شده در مقابل مظالم مأمورا ن شما مقابله به مثل کرده باشند، اما با قاطیت می گویم هیچ یک از رهبران این اعتراضات سبز هرگز به اغتشاش راضی نبوده و نیست. این گونه که شما هر اعتراضی را تحتالشعاع این اغتشاش خودساخته قرار می دهید این هم بخشی از دروغگویی شماست. مردم ما آنقدر رشیدند که نیازی نداشته باشند اتوبوس آتش بزنند، به جایی حمله کنند.
معترضین حکومت ایران اغتشاشگر نیستند باور کنید. اینها خس و خاشاک هم نیستند. مگر نمی گویید مردم ولی نعمت ما هستند؟ اینها همان ولی نعمتان شما هستند.این ها همان ها هستند که باید به شما بگویند بمانید یا بروید. از خدا بخواهید که این مردم این همه از او نطلبند که عزراییل به سراغ شما بیاید.
ما می خواهیم به شکل قانونی جامعهمان را اصلاح کنیم. مشکل اساسی این است، همهی مجاری قانونی را بسته اید، می گویید یا مرا انتخاب کنید و از من اطاعت کنید، یا اغتشاشگرید. و ما میگوییم نه از تو اطاعت می کنیم، نه ترا قبول داریم و نه می خواهیم دست به اسلحه ببریم. ما میخواهیم به شکل مسالمت آمیز و قانونی و به دور از خشونت این غدههای سرطانی فساد را از کشورمان پاکزدایی کنیم. جراحی کنیم. می گوییم: قانون اساسی را اصلاح می کنیم. می گوید اگر من قبول کردم می توانید عوض کنید، و اگر قبول نکردم نمی توانید. می گوییم ما اعتراض داریم و تظاهرات مسالمت آمیز برگزار می کنیم. می گوید اغتشاشگران سءواستفاده می کنند، حق ندارید اعتراض کنید. می گوییم در انتخابات آزاد وکیل مجلس می شویم تا قوانین را اصلاح کنیم و بر امور کشور نظارت کنیم. می گوید حق ندارید به مجلس بیایید. فقط کسانی حق دارند به مجلس بیایند که مرا قبول داشته باشند. می گوییم در انتخابات ریاست جمهوری مورد نظرخودمان را انتخاب می کنیم. می گوید کسی که مرا قبول نداشه باشد مگر می تواند رییس جمهور شود؟ لطفا به ما بگویید ما چه کنیم؟
قصهی ما شده است قصه آن طفل چند ماههای که در دست یک عجوزه بود و از ترس آن عجوزه گریه می کرد. او طفل را نوازش می کرد، همه می گفتند این طفل از تو می ترسد او را به زمین بگذار ساکت می شود. امروز هم ما حرفمان این است. شما منتقدان قانونی و معترضان مسالمت جو را به ساختارشکنی متهم کرده اید. ملت برعکس ساختارشکنی ها را از ناحیهی شما می بیند. شما آمده اید کاری کرده اید که در تاریخ جمهوری اسلامی کمسابقه و به این شکل نهادینه بی سابقه بوده است. تیر به روی مردم گشودن ساختار شکنی نیست؟ به مردم دروغ گفتن ساختار شکنی نیست؟ آراء را یکباره عوض کردن و نتیجهی دیگری غیر از آراء اصلی ارائه کردن این ساختار شکنی نیست؟ انصاف بدهید شما ساختارشکنید یا ما؟
جنبش سبز جنبشی ملی و مستقل است
گاهی برخی دوستان می پندارند که دست نیاز دراز کردن به مجامع بینالمللی می تواند مشکلات ما را حل کند. لذا میپندارند اگر به ایران حملهی نظامی یا تحریم اقتصادی شود مشکلات ما حل می شود. گاهی دل به سازمان ملل متحد دوختهاند که دبیرکل سازمان ملل برای ایران کاری کند یا مجمع عمومی آن قدمی برای ایران بردارد . اجازه بدهید من مواضع جنبش سبز را آنچنان که خود می فهمم در این مجلس برای شما بیان کنم. من معتقدم مسالهی ایران میباید به دست ایرانی حل شود. دموکراسی مسالهای نیست که در کوله پشتی سرباز آمریکایی قرار داده شود به عراق یا افغانستان صادر شود. یا در کشتیهای آمریکایی گذاشته شود و ترانسپورت شود به بندر بصره و ولایت هرات. دموکراسی پشتوانهی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می خواهد. و من مطمئنم مردم ما این پشتوانه ها را دارند. ما خودمان می خواهیم دموکراسی ایرانی را در کشورمان برقرار کنیم. نیازی به هیچ کشور خارجی هم نداریم. در مورد حملهی نظامی معتقدم این بیشتر از همه به نفع حکام ایران تمام می شود و صددرصد به ضرر مردم ایران خواهد بود. حملهی نظامی چیزی شبیه کودتاست. با کودتا هرگز حق پیروز نمی شود. ما خودمان می توانیم کشورمان را اصلاح کنیم. نیازی به هیچ حملهی نظامی نیست و با هر حملهی نظامی هم به شدت مخالفیم. اگر چنین اتفاقی به خصوص از جانب اسراییل هم که اخیرا تهدیدش را هم مطرح کرده است بشود، به نظرم این شب عروسی حکومت ایران است. چون به این وسیله سرکوب بیشتری در کشور خواهد کرد و افراد بیشتری را دستگیر خواهد کرد و این عملاً به دفن کردن همین بقایای اعتراض در ایران خواهد انجامید، به بهانهی شرایط حکومت نظامی.
دربارهی تحریم اقتصادی هم که گاهی در سخن برخی افراد دیده می شود من به شدت مخالفم. معتقد هستم که تحریم اقتصادی به ضرر ملت ایران است. دودش به چشم مردم ایران می رود. و این باعث می شود که باز حکومت به بهانه ی تحریم اقتصادی فشارها را بر ملت افزون کند. ما باید به دنبال راه حلی بگردیم که دودش کمتر به چشم مردممان برود. و حکومت بیشتر تحت فشار قرار بگیرد. شاید تنها چیزی که می توانیم از دیگران بخواهیم و بسیار کم هزینه هم هست اینکه جهان باور کند این دولت، دولت منتخب ملت ما نیست. این دولت صندلی ریاست جمهوری و هیات دولت را غصب کرده است. اینها سارقان رای ملت ایران هستند. آن ها را به کشورهای خودتان راه ندهید. نگذارید از ایران سفر کنند. همچنان که ایران را برای ایرانیان زندان کرده اند آن ها را در ایران زندانی کنید. آنها اجازهی سفر نداشته باشند مطمئن باشید بسیاری از مشکلات مرتفع خواهد شد. کرسی نمایندگی ایران در سازمان ملل متعلق به منتخب ملت ایران است. نه منصوب این دولت غاصب. این کرسی را به این دولت غاصب تحویل ندهید. فکر می کنم این کف مطالبات مردم ایران از مجامع بینالمللی و دولت های خارجی باشد. ما نه تحریم اقتصادی می خواهیم نه حملهی نظامی. صرفا اینها را راه ندهید. همین کفایت می کند.
به مجامع بینالمللی و دولت های خارجی هم دل نبسته ایم. اگر نفت را به خارجی ها ارزانتر بفروشند مطمئن باشید من و شما را هم خواهند فروخت. کافی است چند سنت، نه چند دلار از بشکه های نفت کم بکنند که می کنند به سادگی دموکراسی و حقوق بشر از یاد همه دول خارجی خواهد رفت. مگر در عربستان یا در شیخنشین های خلیج فارس دموکراسی و حقوق بشر هست که این مقدار به آمریکا نزدیکاند؟ دموکراسی و حقوق بشر در کشورهای پیرامونی صرفا ابزاری است که دولت های غربی از آن سوء استفاده می کنند. لذا ما هیچ امیدی نه به مجامع بینالمللی نه به کشورهای دیگر داریم. ما تنها به خدا توکل کرده ایم و به مبارزات ملت خودمان امیدواریم .
راه حلهای شرعی رفع اختلاف مردم و حکومت
آخرین سخنم. اتفاقی که افتاده است اختلاف بین مردم و حکومت است. این اختلاف می باید به نحوی حل شود. دین و عقل برای اینگونه اختلافات راه حل دارد. در سوره حجرات، آیه نهم، خداوند می فرماید:
وَ إِن طائفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصلِحُوا بَیْنهُمَا فَإِن بَغَت إِحْدَاهُمَا عَلى الاُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتى تَبْغِى حَتى تَفِى ءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَت فَأَصلِحُوا بَیْنهُمَا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطوا إِنَّ اللَّهَ یحِب الْمُقْسِطِینَ
«هر گاه دو گروه از مؤ منان با هم به نزاع پردازند در میان آنها صلح برقرار سازید و اگر یکى از آنها بر دیگرى تجاوز کند با طایفه ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد، هر گاه بازگشت (و زمینه صلح فراهم شد) در میان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازید، و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشه گان را دوست دارد»
به زبان ساده تر اگر دو گروه از مسلمانان با هم اختلاف کردند و کارشان به نزاع کشید، می باید دیگر مسلمانان بین اینها حکمیت کنید و کوشش کنند عدالت را بینشان برقرار کنید. و اگر یکی از این دو طایفه از حد خودش تجاوز کرد به کمک آن طایفه مظلوم بر علیه طایفه متجاوز اقدام کنید. امروز طایفه سبز ملتی ها با طایفه دولتی ها نزاعشان شده، مراجع تقلید و دیگر ناصحان شرط بلاغ را بجا آورده طایفه حکومتی ها را به عنوان متجاوز به حقوق ملت معرفی کرده اند، اما طایفه حکومتی گوشش بدهکار نیست و همچنان به بیداد خود ادامه می دهد.
امام علی (ع) هم در نهج البلاغه در اواخر نامه به مالک اشتر از زاویه ای دیگر برای مشکل ما ارائه طریق کرده است:
وَ إِنْ ظَنَّتِ اَلرَّعِیَّةُ بِکَ حَیْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ وَ اِعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ فَإِنَّ فِی ذَلِکَ رِیَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ وَ رِفْقاً بِرَعِیَّتِکَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِیمِهِمْ عَلَى اَلْحَقِّ
«اگر مردم بر تو به ستمگرى گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میانه نِه و با این کار از بدگمانیشان بکاه ، که چون چنین کنى ، خود را به عدالت پرودهاى و با مردم مدارا نمودهاى . عذرى که مىآورى سبب مىشود که تو به مقصود خود رسى و آنان نیز به حق راه یابند.»
به زبان ساده تر اگر زمانی مردم به حکومت بدبین شدند، اتهاماتی به حکومت وارد کردند، حکومت وظیفه دارد استیضاح کند. یعنی چی؟ بیاید به مردم توضیح بدهد که من این کارها را کرده ام، ادله اعمال من این است. امام نفرمود مردم را سرکوب کن و با زور آنها را به پذیرش موضع خودت مجبور کن. راه حل علوی در بدبینی مردم نسبت به حکومت کار فرهنگی و توضیح و تبیین و اقناع است. در ایران اکنون اکثر مردم (به نظر ما، و یک سوم جمعیت به نظر شما) حکومت مرکزی (وزارت کشور، شورای نگهبان و بالاتر) را به خیانت در آراء ملی و دروغگوئی متهم می کنند. حکومت بر اساس رهنمود علوی موظف به اقناع و تبیین است. دست یازیدن به سرکوب و زورعریان و خشونت شیوه اموی است.
بر این اساس اینها باید اعتماد عمومی را جلب کنند. این وظیفه ملت نیست که شرعا تقلب را اثبات کند، این وظیفه شرعی حکومت است که می باید امانت داری خود را اثبات کند تا به مردم اثبات کند که صلاحیت ادامه حکومت را دارد.
مشکل ما این است که سرورانی که امروز در حکومت ایران هستند چندان فرصت تعمق در مسائل شرعی نداشته اند. کافیست به متون فقهی و دینی معتبر مراجعه کنند، پای سخن اعلم فقهای حوزه علمیه قم بنشینید و بشنوند که اگر زمانی مردم در امانت داری حکومتشان شک کردند این وظیفه حکومت است که اعتماد دوباره آنها را جلب کند و در زمانی که این شک جاریست دیگر اصالت الصحه جاری نمی شود. یعنی مثل دروغگویی می ماند که همه حرف هایش حمل بر دروغ می شود الا اینکه خلافش اثبات شود. در حالیکه سخن دیگران حمل بر راستگوئی می شود مگر اینکه خلافش اثبات شود.
امروز دولت ما، حکومت ما، متهم به دروغگویی است. و مثل چوپان دروغگو هم شده است. یک بار و دوبار هم دروغ نگفته است. کرور کرور دروغ گفته است. می باید احراز کنیم که این صلاحیت ادامه حکومت را دارد. این مبنای متینی است که آیت الله العظمی منتظری چندبار در فتاوای اخیر خود به آن تصریح کرده اند. این راه حل شرعی است که در این زمان مراجع قم ذکر کرده اند. بنابراین راه حل مشخص است و پیام این شهیدان هم چیزی جز آزادی برای ایران نیست. آزادی هم حاصل نمی شود مگر اینکه کسانی که توهم کرده اند از جانب خدا به ولایت بر این مردم مظلوم منصوب شده اند درک بکنند که مردم آن ها را نمی خواهند. اگر زمانی هم می خواستند، امروز آنها را نمی خواهند. راه خود را پیش بگیرند و مردم را به حال خود رها کنند. آنها خود می دانند که جامعه اشان را چگونه اداره کنند.
در انتها، این مجلس باشکوه که به بزرگداشت چهلمین روز شهادت تعداد زیادی از شهروندان ایرانی بی دفاع مظلوم که در اعتراضات بدون خشونت و مسالمت آمیز تهران به درجه رفیع شهادت نائل آمده اند، برگزار شده است، از خدای بزرگ برای آنها علو درجات و برای خانواده داغدار آنها صبر جمیل و اجر جزیل از درگاه خداوند بزرگ مسئلت داریم . در اوقات مبارک ماه شعبان خدا را به عظمتش می خوانیم که دعای روز و شب این ملت مظلوم را اجابت فرماید:
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین،اللهم اصلح کل ظالم من امور المسلمین،اللهم اصلح کل غاصب من امور المسلمین.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.



