e.nabavi(at)roozonline.com
حضرت علي به «صعصعة بن صوحان» در باب نشانههاي ظهور فرمودند: " فَاِنَّ عَلامَةَ ذلِكَ اِذا اَماتَ النّاسُ الصَّلاةَ وَاَضاعُوا الاَمانَةَ وَاسْتَحَلُّوا الْكِذْبَ، وَاكَلُوا الرِّبا وَاَخَذُوا الرُّشا وَشَيَّدُوا البُنْيانَ وَباعُوا الدّين بِالدُّنْيا وَاسْتَعْمَلُوا السُّفَهاءَ وَشاوَرُوا النِّساءَ وَقَطَعُوا الاَرْحامَ وَاتَّبَعُوا الاَهْواءَ، وَاسْتَخَفُّوا بِالدِّماءِ.؛( بحارالانوار)
جناب آقای مهدی صاحب الزمان!
احتراما اینجانب سید ابراهیم نبوی( از اقوام دور خودتان می باشم) و قبلا طی چندین نامه از آن بزرگوار درخواست نمودم که فعلا اوضاع کشور هشت و هفت شده که معنایش خارج از ادب است اما همان است که مردم هشلهف می گویند. بنابراین عرض می شود که تشریف نیاورید. راستش را بخواهید اینجانب خیلی نگران شما بودم که اگر تشریف بیاورید، شما را از لب مرز دستگیر نموده و حساب تان با کرام الکاتبین باشد، ولی راستش وقتی اظهارات جدتان، حضرت علی را که به آقای صعصعه بن صوحان( که من با ایشان آشنائی خاصی ندارم) خواندم، و دیدم که جدتان نشانه های لازم را برای زمانی که حضرتعالی باید ظهور کنید داده اند، خدائیش متوجه شدم که زمان آمدن شماست و اگر الآن تشریف نیاورید، ممکن است که تقی به توقی بخورد و این دولت و حکومت عوض شود و آنوقت دوباره باید سالها در لیست انتظار بمانید تا یک دجال دیگر برسد و حالا کو تا دجال بعدی. به همین دلیل می خواستم درخواست کنم زودتر تشریف آورده و تا نشانه های ظهور را پاک نکردند، قال قضیه را بکنید. البته قبل از اینکه نشانه های ظهور را بدهم مواردی را جهت اطلاع و احتیاط و بقول معروف به عنوان هشدارهای امنیتی می خواستم خدمت تان عرض کنم.
اول: من بر اساس روایت فوق الذکر دقیقا بررسی کردم و نشانه ها همه اش درست است، فقط یکی اش مورد دارد که خدمت تان عرض می کنم. می خواستم تاکید کنم اصلا به کانال ارتباطی تان در چاه جمکران اطمینان نکنید، چون آنجا دست ریاست جمهوری و بسیج است و آنها هم به شما نشانه های غلط می دهند.
دوم: نشانه های ظهور حضرتعالی دقیقا در خود ایران است، لذا خواهشمندم قبل از آمدن به ایران تشریف نبرید به اروپا و آمریکا و هند و ژاپن و مصر، چون ممکن است بروید آنجا و ببینید که نشانه ها درست نیست و فکر کنید که من دروغ می گویم، در حالی که اوضاع ایران هیچ ربطی به بقیه نقاط ندارد. ضمنا می خواستم عرض کنم بعد از اینکه انشاء الله تشریف آوردید و عدل و داد را برقرار و این دجال و اشخاص مشکوک دور و برش را سرجایشان نشاندید، لطفا در مورد سایر کشورها عجله نکنید، چون سایر نقاط خیلی مورد ندارد.
سوم: از آن مقام محترم تقاضا می کنم، مطلقا از طریق مرز رسمی وارد نشوید، خودتان که واردید چطور بیایید، البته مواظب سربازان گمنام تان باشید، آنها هم فعلا گیر همین آقای دجال هستند، ضمنا اگر نیروی انتظامی و سپاه و بسیج در ایست بازرسی بزن بغل جلویتان را گرفت یا دستگیرتان کردند و اسم و رسم تان را پرسیدند، اصلا آشنایی ندهید و نگوئید که مثلا کسی نایب برحق شما بوده یا نه، چون الآن هر کسی نایب برحق شما بوده یا هر آشنائیتی دارد، یا خودش بازداشت است، یا فامیلش بازداشت و تحت نظر است. بگوئید اصلا کار سیاسی نمی کنید و حتی نماز و روزه هم نمی خوانید، حتی الله اکبر هم نگوئید که جریمه دارد.
در همین راستا، دلایل اینجانب در مورد نشانه های ظهور که بر اساس اظهارات حضرت علی به آقای صعصعه بن صوحان که معتقدم همه اش درست می باشد، ارائه می نمایم. لطفا موارد زیر را بررسی و تحقیق نمایید، اگر درست بود که تشریف بیاورید، وگرنه صلاح مملکت خویش خسروان دانند:
اول: " زمین پر از ظلم می شود.": البته زمین پر از ظلم نشده، بلکه ایران پر از ظلم شده. خودتان همین امروز اگر بیایید جلسه سوم دادگاهش است. به گفته رئیس پلیس چهار هزار نفر در دوماه دستگیر شدند و به گفته خود دادستان آنها را در زندان شکنجه داده و صدتا صدتا محاکمه می کنند، فکر می کنید بخاطر چی؟ بخاطر آموزش زبان و پناه دادن کسی که مورد ظلم قرار گرفته و دادن اخبار درست و دفاع از حق شان. به نظرتان این کار ظلم نیست؟
دوم: " دجال ظهور می کند": ظاهرا فرموده شده که دجال یک آقای بی ریخت است که از خودش اداهای عجیب و غریب درمی آورد و در هر لباسی هم ظاهر می شود و دائما برای خودش تبلیغات می کند. ایشان اسم واقعی اش محمود است و ظهور هم کرده و دوباره به زور همه چیز را دستش داده اند و انتخابش کردند. حواس تان باشد از دوروبرش رد نشوید.
سوم: " دروغ گفتن حلال می شود": الآن نه تنها دروغ گفتن حلال شده و همین آقای دجال و رفقای او از صبح تا شب در صدا و سیما و نماز جمعه دروغ می گویند، بخصوص برنامه بیست و سی، بلکه آدم های درست و حسابی را می گیرند و زندانی می کنند و آنها را شکنجه می دهند و وادارشان می کنند اعتراف دروغین بکنند، آنهم جلوی ملت. یعنی نه تنها دروغ گفتن حلال شده، بلکه واجب هم شده و باید دروغ بگوئید تا آزاد شوید.
چهارم: " امانت ها را ضایع می کنند": به گفته آقای خمینی که خودتان احتمالا با ایشان آشنا هستید، رای مردم بزرگترین امانت است، الآن آقای رهبر و همین محمود دجال رای مردم که امانت بود ضایع کردند و معترضین را هم زندانی کردند و بعضی را کشتند، تازه، سیصد میلیارد دلار هم بیت المال دست همین آقای دجال امانت بود، که در عرض چهار سال بکلی ضایع کرد.
پنجم: " ربا بخورند": این یکی که اظهر من الشمس است، نه تنها رباخواری جریان دارد، بلکه اگر کسی پول ربا ندهد، ایکی ثانیه زندانی اش می کنند و تا وقتی پول را ندهد آزاد نمی شود. باور نمی کنید؟ اسم این کار " یوم الادا" ست، یعنی زندانی تا روزی که ربا ندهد، آزاد نمی شود.
ششم: " رشوه بگیرند": این مورد تقریبا همه جا هست. غیر از کارمندان دولت و پلیس و نماینده مجلس، تقریبا هیچ کسی را پیدا نمی کنید که رشوه نگرفته باشد. مثلا همین آقای محمود دجال، مبلغ ده میلیارد تومان از وزیر کشور خودش پول گرفته برای انتخابات و او را وزیر کشور کرده است. بقیه هم همینطوری هستند و کلا این مورد ملی شده و همه اینکاره اند. حتی حاج آقا مصباح و روزنامه کیهان و حاج آقا یزدی( البته اینها را شما نمی شناسید، ولی اگر بپرسید جریان شان را می گویند.) هر کدام میلیاردها تومان از افراد و دولت رشوه گرفتند.
هفتم: " دین را به دنیا فروشند": در همین هفته گذشته حدود چهل پنجاه نفر امام جمعه که مثلا خیر سرشان باید متدین باشند، بخاطر حقوق دولتی، رسما و علنا روی منبر به هزاران نفر از مردم دروغ گفتند. حتی مثلا هنرپیشه های سینما و تلویزیون( می دانم شما فیلم نگاه نمی کنید) بخاطر پول دروغ می گویند و خودشان را دیندار از نوع ممولی جا می زنند. یعنی هر کسی خودش را مسلمان از نوع ممولی نشان بدهد و بخاطر دولت دروغ بگوید به او پول می دهند.
هشتم: " مردم کم عقل را بر کارها گمارند": این یک مورد را که همه می دانند. شما اگر ضریب هوشی کابینه قبلی و کابینه فعلی و خود محمود دجال را اگر بگیرید، حضرت عباسی به شصت نمی رسد، حالا خودتان هر جور می خواهید از آنها تست بگیرید، اکثرشان یا دیپلم ردی هستند، یا مدرک تقلبی، هر جمله ای که می گویند ده تا غلط دارد و اصولا آدم های کم عقلی هستند و حساب و کتاب هم سرشان نمی شود.
نهم: " قطع صله ارحام کنند": اکثر افرادی که سر کار هستند، اصلا بچه و برادر و خواهر و پدر و مادر نمی فهمند، مثلا آقای خزعلی که خیلی هم ادعایش می شود که با شما ارتباط دارد، پسرش را زندانی کردند، آنهم بخاطر گفتن حق، عین خیالش نیست. همان آقای رهبر که دو تا برادرش بیست سال است جواب سلامش را نمی دهند، خواهر و شوهر خواهرش هم بیست سال از کشور بیرون شان کرده بود، که یواشکی برگشتند. تمام این آقایان بچه شان یا برادرشان را زندانی می کنند.
دهم: " از هوا و هوس پیروی کنند تا فساد زیاد شود": یک " ک" خدمت تان عرض می کنم که خودتان تا " کهریزک" بروید. یک آقای روحانی به اسم سالک، به چند نفر سرداران سپاه اسلام به اسم آقای نقدی و رادان و احمدی مقدم، که هر کدام یک من ریش دارند و تسبیح از دست شان نمی افتد، مجوز داده، و آنها دستور داده اند که در زندان کشور اسلامی، به زندانی اسیر زن و مرد مسلمان، تجاوز به عنف کرده اند. این که دلیل فساد، اما از آن مهم تر، وقتی یک نفر به اسم آقای مهدی کروبی( هم اسم خودتان است، اما فامیل نیست و عینکی است) ایشان علیه این فساد اعلامیه داده و نهی از منکر کرده، چهل نفر روحانی و امام جمعه به او فحاشی کرده اند. شما خودتان بگوئید، اگر خودتان این خبر را می شنیدید دق نمی کردید؟ حالا جدتان که از خلخال خانم های یهودی هم دق می کردند، اینها لواط و تجاوز به عنف کردند، عین خیال شان هم نیست، دراز دراز در شهر راه می روند.
یازدهم: " کشتار و خونریزی را کوچک شمرند.": در همین درگیری های اخیر، که یک گروه از مسلمانان در انتخابات شرکت کردند و رای شان توسط آقای محمود دجال خورده شد، یک روز مردم علیه ظلم اعتراض کردند، خب؟ تا اینجا که اشکال شرعی ندارد؟ تازه این مسلمانان هم که صدها هزار نفر بودند، هیچ اسلحه ای دست شان نبود. در یک روز 69 نفر از ملت را کشتند، و صدها نفر را زخمی کردند. بعدا رئیس پلیس گفته کسی در اثر ضرب و شتم کشته نشده. حتی یک خبرنگار از طرفداران همین آقای دجال، اسمش بیژن نوباوه است( خواهشا خودتان پدرش را دربیاورید)، گفته است: " نشنیدم کسی بمیرد." نه تنها کشتار و خونریزی را کوچک شمردند، بلکه اجازه تشییع جنازه و عزاداری به خانواده آنها را ندادند و در بعضی موارد جسد را هم تحویل ندادند.
دوازدهم: " سپاهی از ناحیه خراسان بیرون می آید و به جانب کوفه حرکت می کند": در این مورد والله خبر داریم که سپاه در خیلی شهرها از جمله خراسان خیلی کارها کرده و کشتار و خونریزی کرده اند، رهبر مملکت هم خراسانی است، ولی حالا این دقیقا با آن نشانه جور باشد یا نه، نمی دانم. با توجه به کل این موارد، فکر می کنم تا شما بیائید، بعید نیست که این سپاه به طرف کوفه حرکت کند.
آقا مهدی عزیز!
البته یک مورد دیگر هم بود که چون با نظر شما موافق نیستم، با وجود اینکه یک کمی نشانه اش وجود دارد، ولی به آن اشاره نمی کنم. منظورم فاطمه رجبی است که حالا بهتر است در مورد این یک نشانه شما کوتاه بیایید، چون مورد دارد.
به دلایل فوق، اینجانب سید ابراهیم نبوی از آن جنابعالی که امام بر حق زمان هستید خواهشمند است، آب دست تان است، بقول معروف بگذارید زمین و سریعا ظهور کنید تا این نشانه ها از بین نرفته و یا آنها را پاک نکرده اند. من یکی خیلی منتظرم و هر روز چند باری راست راستکی نه مانند ممولی چاخان در سازمان ملل، دعای فرج جنابعالی را از ته دل می خوانم.
سید ابراهیم نبوی، 23 مرداد 1388
با سلام
آیا از رنگ روشن و سفید خود در عذابید؟
آیا مشکل کند خوانی و لکنت زبان دارید؟
و آیا اساساً الکی خوش و زیادی متبسم و بی غمید؟
تیم مجرب همکاران آبدیده و همه فن حریفِ ما به صورت “تضمینی” و در ظرف 40 روز شما را از این رو به آن رو می کند!روش عملی ما بسیار ساده و کارشناسی شده است، که به طور اجمالی شامل موارد ذیل می باشد:
مجموعه ماساژ ها ، نوازش ها و مشتُ مال ها(!) و سیستم های نوین حرارتی و الکتریکی برای سوزاندن چربی و کاهش BMI
مجموعه باتوم صورتی، اِسپای آب جوش،داروی نظافت خانم طلا و مقادیری ماساژ کابل و کمربند حریر برای برنزه(کبود) و خوشرنگ و شیک شدن رنگ پوست!
مجموعه پیشرفته ترین تزریقات ،قرص ها و داروهای روان گردان، شل کن و زبان باز کنِ چینی و روسی و حجّتی جهت روخوانی و تند خوانی فصیح و تبدیل شما از موجودی “مِن مِن” کن و تپق زن به یک انسان بلبل زبان و خطیب!
و در آخر مجموعه حاذق و کاربلدِ تیم فرهنگیِ(!) گفتمان، روان کاوی، هیپنوتیزم و شست و شو به منظورِ تفهیمِ هرچه بهترِآینده دختر،همسر و سایر اقوام شما(!) و نیز ترسیم دورنمایی مطلوب تر از مکانِ سرِ سران اصلاحات در صورت عدم گفتمانِ شما!
(مِثکه تنت می خواره! بقیشو عملاً خدمتگزاریم، بلوزتو درآر بفرما تو!)
لازم به یادآوریست با نشان دادن کارت عضویت در هریک از گروه های 3 گانه براندازِ اصلاح طلب و یا علامت وی یا تکه ای پارچه سبز و یا نیم بند شعار یا نیم خط مقاله از 10% تخفیف ویژه کلینیک بهره مند خواهید شد!
*جهت رزروِ جای سریعتر و حتی در نیمه شب و وسط خوابِ هفت پادشاه، با پروفسور سعید مرتضوی(عضو موسس،اجرایی،نظارتی) کلینیک تماس حاصل فرمایید.
“کلینیک لاغری و زیبایی و تندخوانیِ “اوین” با مسوولیت نا محدود، سهامی عام و خاص!”
حضور نايب خودخوانده امام زمان (عج)!
جناب آقای خامنه ای!
شنيده بودم شما مبتکر سبک خاصی در «علم بيان» بوده ايد؛ اما بارها با بررسی سخنان شما، تنها توانسته ام به اين نتيجه برسم که آن سبک بيانی خاص،فقط نوعی «سفسطه» است؛ به اين معنا که با بيان يک «مقدمه درست» و مقبولی که می گوييد، «نتيجه نادرستی» به نفع نظرات خود می گيريد که با آن مقدمه، در تضّاد و تناقض صد در صد است! در واقع با استناد به سخنان خود شما، غالبا" می شود رفتارتان را نقد کرد و با پايه استدلالهای خودتان، می توان به اين نتيجه رسيد که عملکردتان مخالف و مغاير با شعارهای زيبايی است که در «مقدمه» می فرماييد. به بخشهايی از سخنانتان در عيد مبعث اشاره می کنم و از خلال برخی از سخنان درستی که فرموده ايد، نادرستی ها و ناراستی های گفتار و عملکردتان را يک به يک بيان می کنم. تا بدانيد شما فقط دشمن مردم نيستيد، بلکه دشمن خودتان هم هستيد و «رهبری عليه رهبری» است. اگر انصافی در اين نقد ديديد، در شيوه خود تجديدنظر فرماييد، قبل از آنکه آثار تخريب تان بر ملت و خودتان، شديرتر از اين شود. اگر چه مدتهاست به اين نتيجه رسيده ايم که گوش وجدان جنابعالی به خواب ابدی رفته و متأسفانه به جز چاپلوسی متملقان دروغگو و مداحان فاسد و دين فروشان، مدتهاست گوش جان شما «گوهر حقيقت» را نمی شنود. حال ببينيد شما چکونه پرده های نمايش ناخواسته «رهبر عليه رهبر» را اجرا می کنيد.
۱- به درستی فرموده ايد:«شاخص عقلانيت اين است که خود قضاوت کنيم آيا سخنان و موضع گيريهای ما برای رضای خدا و با نيت اخلاص است؟ يا اينکه برای جلب توجه برخی افراد؟ نبايد خود را فريب بدهيم؟»
آيا سخنان عجولانه شما در تأييد نتيجه انتخابات و دور زدن همين مراجع قانونی که همگی در اختيار فرمان خود شما هستند و جملگی آنها در آن تقلب بزرگ در آراء ملت دست داشتند، کاری «عقلانی» و «با رضای خدا» بود؟ آيا جانبداری آشکار شما از يک نامزد (احمدی نژاد) که با استفاده از تمام امکانات دولتی و حاکميتی، ميلياردها تومان برای پيروزی خود هزينه کرد، خروج شما از «شرط عدالت رهبری» و خلاف عقلانيت و رضای الهی نبود؟ آيا شما خودتان را فريب نمی دهيد که اين مشکلات و ساير معضلات را که حاصل بد تدبيری ها و بی عدالتی های شماست، همواره به «دشمنان» موهوم و خيالی نسبت می دهيد؟ از شما می پرسم:«شاخص عقلانيت شما» و ترازوی قضاوت شما کجاست؟ آيا دفاع از فرد دروغگو و افترا زن و هتاک و متقلبی مثل احمدی نژاد، برای «رضای خداست»؟
۲- بازهم بدرستی گفته ايد: « البته عقلانيت، اين سياسی کاريهای متعارف نيست. زيرا سياسی بازيها خلاف عقل است و کسانی که سياسی کاری را اقدام عقلائی می دانند، اشتباه می کنند.»
اما آيا عملکرد شما فقط در همين انتخابات اخير، چيزی جز يک مجموعه سياسی کاری ناشيانه بود؟ دعوت ملت به پای صندوقهای رأی و تأکيدتان بر بيطرفی رهبری و اينکه «من فقط يک رأی دارم و آن هم مخفی است!» و در عين حال حمايتهای آشکار و پنهانتان از احمدی نژاد و «دادن آدرس او به مردم» در سخنرانيهای قبل از انتخابات، آيا مصداق «سياسی کاری» و اقدامی «خلاف عقل» نبود؟ عامّه مردم به «حداقلی از عدالت و بيطرفی» در وجود شما اعتماد داشتند، اما شما به رغم دعوت فريبکارانه «همه نامزدها» و مردم به برگزاری يک «رقابت آزاد و سالم»، از شش ماه قبل به احمدی نژاد گفتيد برای دوره بعدتان هم برنامه ريزی کنيد و فرض را بر ۵ سال آينده بگذاريد! آيا اينها سياسی کاری نبود که در ظاهر از «رقابت آزاد» سخن می گفتيد ولی در نهان به همه دستگاههای تحت امرتان دستور داده بوديد از شخص احمدی نژاد حمايت کنند و آنها هم برای خشنودی جنابعالی چنان افراطی عمل کردند که «ناشيانه ترين و مفاضحانه ترين» تقلب انتخاباتی جهان به نام نظام اسلامی تحت رهبری شما رقم خورد. آيا اين کارها چيزی جز نيرنگ و سياسی کاری بود؟ با تأسف بايد بگويم شما و زير دستانتان حتی «سياسی کاری متعارف!» هم نداشتيد. بلکه با نيرنگ و مصادره آراء مردمی که بدنبال «تغيير» بودند، سياسی کاريهای «نامتعارفی» انجام داديد که باز هم نشان از بی تدبيريهای شماست. مردم برای آخرين بار به پای صندوقها آمدند و به «سبزی» رأی دادند، ولی شما با «سياسی کاری نامتعارف» و مزّورانه، «سياهی» را بر جای آن نشانديد و فردای انتخابات در اقدامی عجيب و نادر، قبل از آنکه شورای نگهبان نظرش را بگويد، همه را آچمز کرديد و احمدی نژاد دُردانه خود را به عنوان «رئيس جمهور منتخب!» معرفی نموديد و به او تبريک گفتيد! آيا اين از روی نيت خالص و برای رضای خدا بود يا جلب توجه کودتاچيان؟ اين کار شتابزده چه نسبتی به «عقلانيت سياسی» و اصول اخلاقی و امانتداری و عدالت داشت؟
۳- باز بدرستی گفته ايد:«هر فردی با هر موقعيتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامنی سوق دهد، از نظر عموم ملت ايران، انسان منفوری است!»
احتمالا" اين اشاره شما به «هر فردی با هر موقعيتی» شامل حال خود حضرتعالی هم می شود. هرچند شما داعيه «خدايی» داريد. زيرا اگر داعيه خدايی نداشتيد، قطعا" با خطيب نماز جمعه منصوبتان (احمد خاتمی) برخورد می کرديد تا سخن شما را به عنوان «سخن خداوند» تعبير و تبليغ ننمايد. به هر حال، اکنون آحاد ملت می دانند که اين شما هستيد که رهبری کودتای انتخاباتی و اغتشاش و ناامنی های اپس از انتخابات را بر عهده داشتيد و داريد. از قبل از برگزاری انتخابات، اين نيروهای خاص تحت رهبری خود شما بودند که برای فردای کودتای طراحی شده ۲۳ خرداد، «کمپ اسارتگاه کهريزک» و باتوم و گاز فلفل و اشک آور و گلوله های پلاستيکی و تيرهای جنگی مهّيا کرده بودند و از نيمه شب جمعه ۲۲ خرداد، آن کودتای ننگين را با اعلام نتيجه ابلهانه(!) رأی ۲۴ ميليونی احمدی نژاد و دستگيری گسترده همه فعالان سياسی و نويسندگان و مؤثرين جامعه کليد زدند. اين نيروهای لباس شخصی تحت امر شما بودند که به صفوف آرام معترضان به آن تقلب مفتضحانه يورش بردند و با قمه و چاقو و سلاح کمری به جان ملت افتادند و با آتش زدن بانکها و شکستن درهای منازل و سوزاندن اموال و خودروهای مردم، جو رعب و وحشت را ايجاد نمودند تا زمينه روانی برای سرکوبهای گسترده بعدی را فراهم آورند. آيا نمی ديديد صدا و سيمای ميلی شما، علنا" به ترويج همان جو امنيتی و رعب و هراس در جامعه و به نمايش آثار آتش سوزيهای تعمدی اوباش تحت امر شما می پرداخت تا به عنوان تبليغاتچی کودتاچيان به نقش ويژه خود عمل کند و مردم را از ادامه اعتراض بازدارد و بترساند؟
جناب آقای خامنه ای! فضای ضدامنيتی و ناامن و حکومت شبه نظامی امروز، محصول نقشه و عملکردهای شخص جنابعالی برای اين کودتای ننگين است و با استناد به سخن خودتان، بايد بگويم بدليل طراحی و مديريت ناامنی های اخير، اکنون شما «منفورترين فرد» در ميان ملت هستيد. با اين حال، اين تنها دليل «منفور بودن» شما نزد ملت ايران نيست. شما کلکسيونی از عوامل نفرت را در قشرهای مختلف جامعه و طبقات گوناگون مردم برای خود ساخته ايد که اگر نبود «خودفريبی» و «خودارضائی سياسی» شما و صدا و سيمايتان و حلقه ياران کودتاچی و چاپلوسی های دولت منصوبتان، بايد «گستردگی و عمق» اين نفرت عمومی ملت از رهبر را می ديديد و درک می کرديد.
۴- شما باز هم به درستی گفته ايد:« جمعيت ميليونی مردم، به محض ديدن اين اغتشاش گران و مفسدان؛ خود را از آنها کنار می کشند و آنها را با ديده نفرت و انزجار نظاره می کنند!»
اما يا نمی دانيد يا خود را به ندانستن زده ايد! آن اغتشاش گران که خانه های مردم و اموال عمومی را آتش زدند و به سوی مردم قمه و گلوله و باتوم می زندن و از سوی پليس حمايت می شدند، نيروهای لباس شخصی و بعضا" يونيفورم پوشان خاص تحت رهبری خود شما هستند و آن جمعيت ميليونی، مردم معترضی هستند که به واقع از شما و از اين اوباش بسيجی نفرت و انزجار دارند و خود را از شما و نيروهايتان کنار می کشند. اگر صدا و سيمای شما به دروغگويی و تملق و وارونه گويی عادت نکرده بود، به شما نشان می داد که آن جمعيت ميليونی معترض، در کمال آرامش و سکوت معترضانه، به دنبال سرنوشت آراء دزديده شده خود می گشتند و بعد از حمله اوباش و اغتشاش گران و مفسدان تحت امر شما، اکنون يکپارچه شعار «مرگ بر ديکتاتور» سر می دهند تا نفرت خودشان را از مسئول اصلی اين ناامنی ها ابراز نمايند. اما در آغاز اين فراز از جمله تان، بازهم فريبکاری کرده ايد و مانند هميشه، راست و دروغ را در هم تنيده ايد تا به نتيجه دلبخواه خودتان برسيد! آنجا که گفته ايد:«رسانه های استکباری به منظور حمايت از اغتشاشگران، آنها را مردم می نامند...»
البته طبيعی است مانند رئيس جمهور منصوبتان، که دچار سندروم «خود ملت بينی» است، شما هم «ملت» را در وجود خود و همان «اقليت محدود» طرفدارانتان تعريف کنيد و جمعيت ميليونی مردم معترض را «مُشتی خس و خاشاک» بدانيد! ولی حقيقت آن است که رسانه های به قول شما «استکباری!»، به درستی به اوباش تحت امر شما لقب «اغتشاشگر» دادند و با تقبيح جنايات آنها پرداختند و به درستی به «جمعيت ميليونی معترضان»، لقب مردم و ملت ايران دادند. اين البته لطف بخصوص آنها نبود، صرفا" بيان واقعياتی بود که همه چشمهای واقع بين ديدند و می بينند؛ ولی شما به دليل همان «خودفريبی» و «خودارضائی سياسی» نمی خواهيد اين واقعيتها را ببينيد. ملت ايران از اغتشاشگران و مفسدان که به رهبری شخص شما، فرزندان مردم را کشتند و جسدشان را ربودند و ناامنی را بر جامعه حاکم کرده اند، «نفرت و انزجار» دارند.
۵- فرموده ايد:«در حالی که نقش دشمنان به ويژه نقش رسانه های آنها کاملا" آشکار است، ادعای دخالت نکردن دشمنان در مسائل داخلی ما نشان دهنده بی حيائی است!... دشمنان ملت ايران از رسانه های خود، علنا" برای گروههای غافل و نادان اغتشاشگر، دستورالعمل چگونگی ايجاد ناامنی، تخريب و درگيری پخش می کنند، از طرف ديگر مدعی می شوند در امور داخلی ايران دخالت نمی کنند در حاليکه آشکارترين دخاتها را انجام می دهند.»
باز هم بخش نخست اين سخنتان منطقی است که «دشمنان ملت ايران در مسائل داخلی ملت ما دخالت می کنند! و به اغتشاشگران آموزش تخريب و درگيری می دهند!» اما باز با سفسطه گری، «آدرس واقعی» دشمنان ملت ايران را وارونه گفته ايد! بعد از کودتای مفتضحانه انتخاباتی ۲۳ خرداد، تنها و تنها «دشمنان واقعی ملت ايران» مثل روسيه و چين و کوبا و ونزوئلا و امثال اينها بودند که خصومت خود با ملت ما را نشان دادند و با تعجيل به رئيس جمهوری منصوب شما تبريک گفتند. همين دشمنان حريصی که با غصب دريای خزر و دريافت ميلياردها دلار پول مردم ما، همواره «حامی» حکومت ضدمردمی شما هستند و در مجامع جهانی به نفع شما و در واقع به زيان ملت ايران کار می کنند. از قضا ما هم از دخالتهای آشکار اين دشمنان ملت ايران خشمگينيم. و بخصوص از رفتار ذلت بار و حقيرانه احمدی نژاد متأسفيم که بلافاصله بعد از کودتای ننگين، به دامان يکی از منفورترين دشمنان ملت ايران يعنی «روسيه» رفت تا با فروش بخش ديگری از منافع ملی و سرزمينی ما، از روسيه و بلوک شرق «حمايت و مشروعيت» گدايی کند. ما هم از دخالت دشمنان منفوری مثل ونزوئلا و روسيه و چين خشمگينيم که خبيثانه ترين کمکها را به شما کردند تا نيروهای ضد شورش وحشی شما را برای سرکوب ملت ايران آموزش بدهند و تجهيزشان کنند و به شما برای بقای حاکميت نامشروعتان، تجهيزات گاز فلفل و باتوم برقی و سلولهای سيار و ابزارهای شکنجه بفروشند.
اما اگر مطابق معمول منظور شما از دشمنان ملت ايران، مقامات کشورهای غربی و اروپا و آمريکاست، اتفاقا" ما هم کمی از آنها عصبانی هستيم اما به دلايلی متفاوت از آنچه شما می گوييد. دليل ناخرسندی مردم ما از مقامات کشورهای جهان، «واکنش غيرمؤثر و کمرنگ» آنها نسبت به جنايتهای نيروهای وحشی شما در قبال «حقوق بشر» شهروندان ايرانی است. «حقوق بشر» امری داخلی نيست و طبق کنوانسيونهای جهانی هيچ کشوری حق ندارد به بهانه امور داخلی، حقوق بشری شهروندان خود را نقض کند، آنها را زندانی کند و بکشد و توقع داشته باشد جهانيان دخالت نکنند. با اين همه، مقامات جهانی دخالتی نکردند و بدليل همين «فرافکنی های معمول» شما و برای اينکه که باز هم شائبه دخالت در امور داخلی ايران را پيش نکشيد و بهانه سرکوب بيشتر مردم بدستتان نيفتد، حتی به بديهی ترين وظايفشان يعنی دفاع از حقوق بشر مردم ايران، که امری داخلی محسوب نمی شود، با «احتياط» و دست به عصا عمل کردند و آنچنان که لازم و بايسته بود سخن نگفتند.با اين حال، شما آنها را به دخالت و «بی حيايی» متهم می کنيد! بد نيست درباره واژه «بی حيايی» قدری بينديشيد!
شما برای کشته شدگان غزه و لبنان و زن مصری عزاداری می کنيد و پول مردم ما را به فسطين و بيروت و عراق و ونزوئلا می فرستيد و گروههای آدمکش را تسليح و تجهيز می کنيد تا در خاورميانه بحران و آشوب بيافرينند، آن وقت ديگران را به دخات در امور داخلی ايران متهم می کنيد! شما به جای آبادانی کشور، ميلياردها دلار صرف تجهيز شورشيان نقاط مختلف دنيا می کنيد، اما هشدار چند مقام غربی برای رعايت حق آزادی بيان و حقوق بشر ميليونها شهروند معترض به کودتا را «دخالت در امور داخلی» می دانيد؟! جناب آقای خامنه ای! «مصداق کامل بی حيايی» را همواره در خلال کلام شما و رئيس جمهور منصوبتان می توان يافت، چرا که در «وارونه نمايی حقيقت» و سفسطه گری و بی حيايی، به حق «صاحب سبک» و استاد هستيد!
تنها رسانه ای که به اغتشاشگران و اوباش حقيقی که تحت امر شما هستند و قصد ايجاد جو امنيتی و رعب و هراس در جامعه دارند، آموزش می دهد همين رسانه ميلی شماست! آيا جز اين بود که صدا و سيمای شما تبديل به «بی سيم اوباش بسيجی» شده بود؟ و آنها را برای سرکوب مردم معترض به نقاط مختلف تهران گسيل می کرد؟
از طرفی؛ شما از کدام «رسانه های دشمنان!» سخن می گوييد که ما هرگز آنها را نديده ايم؟ اگر منظورتان شبکه های خبری فارسی زبان voa و bbc است که آنها در «نهايت احتياط» و با رعايت «استانداردهای تأييد خبر» از سوی دو منبع مستقل، صرفا" به انعکاس اخبار ايران و تحليلهای عمدتا" بيطرفانه از اوضاع کشور پرداخته و می پردازند. آنها مجبور به رعايت «استانداردهای رسانه ای» هستن و مثل صدا و سيمای شما، «ميلی» و ملک طلق يک اقليت کودتاچی نيستند. حقيقت اين است که voa و bbc بدليل همان استانداردهای دست و پاگير، حتی گاهی در بيان اخبار و پخش فيلمهای جنايتهای کودتاچيان و بسيجيان و پليس، «قصور» و «کوتاهی» کردند و از پخش بسياری از فيلمهای جنايتهای وحشيانه پليس و بسيجيان شما عليه ملت ايران «پرهيز» نمودند. حداکثر لطف آنها، پخش و انعکاس صدای بُغض گرفته مردمی بود که از «مشاهدات» خود از جنايتهای نيروهای وحشی تحت امر شما سخن می گفتند و رسالتی را که صدا و سيمای غصبی شما هرگز انجام نداده و نمی دهد، voa و bbc بر عهده گرفتند و تصوير و صدای ملت ستمديده ايران را با «حداکثر احتياط و بيطرفی» به سمع و نظر جهانيان رساندند.
با اين همه، کودتاچيان شما در اقدامی هماهنگ و با صرف ميليونها دلار از پول ملت، همين رسانه های ماهواره ای را هم با «ارسال پارازيت» غيرقابل مشاهده نمودند و با يورش وحشيانه مأموران به منازل و پشت بامهای مردم، تجهيزات دريافت شبکه های ماهواره ای را جمع آوری کردند. چرا با همه اينها، باز هم تقصيرهای سوء عملکرد خودتان را به گردن «دشمن» و «استکبار» و رسانه های استکباری می اندازيد؟ راستی بد نيست به واژه «استکبار» هم کمی بينديشيد. براستی کداميک از مقامات قدرتهای استکباری جهان، به اندازه شخص جنابعالی دچار استکبار و کبر و تفرعن و غرور و منیّت هستند؟ کداميک از مقامات دنيا، ميهمانان و مسئولان لشگری و کشوری را روی «زمين خالی» می نشاند و خودش بر بلندای «مبل راحتی» می نشيند و بياناتش را افاضه می فرمايد؟ چه کسی از مقامات دنيا را می شناسيد که به اندازه شما مستکبر و خودفريفته باشد، که مانند شما باشد که تحمل کمترين انتقادی را نداريد و کينه های شخصی تان از اشخاص بزرگواری مثل آقايان منتظری و ميرحسين موسوی و خاتمی و کروبی، حتی بعد از گذشت بيست سال هم تسکين نمی يابد؟ اگر يک بار به چهره مردم، حتی به چهره همين کسانی که به «محضر» شما می آيند، بنگريد و حتی اگر به چهره همين مسئولانی که دور تالار «کف زمين» می نشينند و از روی فرمايشات شما «مشق» می نويسند، نگاه کنيد و اگر تصوير آنها را در تصاوير همين صدا و سيمای خودتان با دقت بنگريد، حتی در چهره همانها هم می توانيد نشانه های کسالت و بی حوصلگی و نگاه استهزاء آميز و بی باوری به شما و «نفرت پنهان» آنها را از کبر و غرور و تفرعن تان ببينيد. «رسانه استکباری» به واقع صدا و سيمای ميلی شماست که از شما، چهره ای فرا انسانی و ابرمردی ملکوتی می سازد و تصوير می کند و در خدمت کبر و خودفريفتگی شخص شما در آمده و از بيان سخن و نظر واقعی ملت شانه خالی کرده است.و ديديم که همين رسانه استکباری و ميلی شما، چگونه بی سيم اوباش بسيجی شده بود و به سرکوب ملت بيدفاع کمک می کرد.
نمی خواهم مبالغه کنم ولی بخدا خيل عظيمی از مردم شما را نمی خواهند. اين را با چه زبانی بايد بگويند تا شما باور کنيد؟
۶- اما شاه بيت سخنان درست شما (فارغ از نتيجه گيريهای غلطتان) اين جمله است که فرموده ايد: «نبايد ازنقشه و کيد دشمن غافل شد... حتی اگر دشمن همان شعاری را بدهد که ملت به آن معتقد است!... نبايد از کمين و برنامه ريزی دشمن به منظور ضربه زدن به ملت غفلت کرد!»
البته شما از اين سخن درست، مطابق معمول نتيجه گيری های موهوم و اشتباه خودتان را گرفته ايد. اين فرافکنی ها و تکرار ترجيع بند «دشمن! دشمن!» از سوی شما، مدتهاست به يک دست آويز رسوا و بی اثر تبديل شده که بيشتر شبيه يک «تيک عصبی و دشمن بينی!» و به اسباب سُخره شما مبّدل شده است. مردم به تنگ آمده از ستمهای شما که مدتهاست اين بهانه تراشی و فرافکنی های مداوم حضرتعالی را شناخته اند!
با شما موافقيم که «بايد از نقشه و کيد دشمن و ضربه های او غفلت نکرد، حتی اگر شعارهای مورد نظر ملت را بدهد»! اما امروزه شما و حاکميت نامشروعتان، بزرگترين خطر و خطرناکترين دشمن برای ملت ايران هستيد. و بر اساس سخن خودتان، حتی اگر شما گاهی شعارها و حرفهای مورد نظر مردم را بگوييد، بدنبال نتيجه گيريهای دلبخواه و ضدملی تان هستيد و به دليل تخاصم و کينه ای که از ملت ايران داريد، نبايد لحظه ای از کيد و نقشه و کينه جويی شما نسبت به اين ملت مظلوم غفلت کرد. ملتی که برای «عدالت» قيام کرد اما دربند ستمها و بی عدالتی های شما قرار دارد. ملتی که برای «آزادی» قيام کرد، اما اکنون اسير و زندانی و گروگان بی دفاع شماست. ملتی که برای «استقلال» قيام کرد، اما شما ذخاير مملکتش و دريای خزر و خليج فارس و منابعش را به بيگانگان «رشوه» می دهيد تا حمايت و مشروعيت حکومتتان را از آنها طلب کنيد. ملتی که برای «جمهوريت» قيام کرد، اما شما بارها با شورای نگهبانتان، با مجريان متقلبتان و با زد و بندها و به قول خودتان با انواع «نقشه و کيد و حيله» به آراء آنها تجاوز کرديد و البته به لطف خدا در جريان انتخابات ۲۲ خرداد، تمام مشت متقلب شما پيش مردم باز شد و «سند نامشروعيت حاکميت» را خودتان، به طور جامع و کامل به مردم و جهانيان عرضه نموديد. ملتی که برای «دين» قيام کرد و حالا به اسلامی که جنابعالی نايب امام زمان و علی زمانه اش باشيد، بی اعتنا و بی ايمان شده است.
جناب آقای خامنه ای!
سخنان شما هميشه دو بخش دارد. يک بخش مقدمه درست و بخش دوم نتيجه گيری دلبخواه و غلط! و غالبا" می توان از خلال سخنان شما، خودتان را محکوم کرد! ما شنوندگان غالبا" با بخشهای اول سخنان شما موافقيم، ولی با اين «قيد» که مصداقها و اشاره هايتان را «معکوس» با آنچه بيان می کنيد، در خلال همان سخنان بيابيم و آنها را به سود «حقيقت» ترجمه و تأويل کنيم. ببينيد شما چه فاصله بعيد و دوری از «حقيقت» گرفته ايد که برای يافتن حقيقت، بايد ببينيم شما در کدام نقطه ايستاده ايد و چه می گوييد، سپس ۱۸۰ درجه برگرديم و در جهت معکوس جايگاه شما، «حقيقت ناب» را پيدا کنيم. امروز حقيقت در مواضع شجاعانه شخصيتهای بزرگواری تبلور يافته که در نقطه مخالف شما ايستاده اند و يا در زندانهای شما هستند و اين خود، بزرگترين دليل آنست که شما را به بزرگترين دشمن ملت ايران تبديل می کند. دشمنی که طبق سخن خودتان، بايد همواره از کيد و مکر و حيله هايش هوشيار بود «حتی اگر گاهی سخنی بگويد که مورد نظر مردم باشد!»
جناب آقای خامنه ای!
مردم شما را نمی خواهند. من بدليل «زندگی مخفی ام» در ايام بعد از کودتا و نوشتن در آوارگی، در کوچه و بازار و شهر و روستا گشته ام و بسياری از مردم طبقات فرادست و فرودست جامعه را ديده ام که بدليل هراس از آدمهای مزدور شما، با صراحت نفرتشان را از رهبر مستکبرشان بيان نمی کنند. اما تا اعتماد کنند و ناخودآگاه سفره دلشان را بگشايند، حرف دلشان «نفرت» از شما و ظلمها و جنايتهای مزدوران و مأموران شماست.
حالا همين مردم يک خواسته ساده دارند و آن، عزل رهبری ناشايست و خودمحور و مستکبر بنام سيدعلی خامنه ای است. آيا شما شجاعت کناره گيری بدون کشتار مردم بيگناه را در وجود شريفتان سراغ داريد؟ اگر داريد بسم الله! بگذاريد مردم در يک «رفراندم آزاد» حکومت مورد نظر خودشان را خودشان تعيين کنند و تسليم خواست ملت شويد. قطار نظام شما با همه هيمنه اش، از ريل خارج شده و شما داريد روزهای پايانی سقوط خود را نظاره می کنيد. چرا در اين لحظات پايانی، برای يک بار هم از روی «عقلانيتی» که شعارش را می دهيد، تصميمی عاقلانه نمی گيريد و از مقابل خواسته برحق ملت کنار نمی رويد؟ از ادامه «غصب قدرت» دست بکشيد، زيرا شما از همه شرايط احراز رهبری مندرج در همين قانون اساسی فعلی هم «ساقط» شده ايد و حکومت شما «مشروعيت مردمی» ندارد. اين مردم ديگر شما را نمی خواهند. اين حقيقت را بپذيريد.
جريمه:بركناري از نمايندگي حضرت




